ناآگاهی، محیطی برای رشد خرافه
ناآگاهی، محیطی برای رشد خرافه(۱)
اشاره: احساسات مذهبی در جامعهٔ ما سبب شده است تا بازار شایعات دربارهٔ حوادث خارق العاده پر رونق باشد. مردم ایران گرایش شدیدی نسبت به این نوع حوادث و این نوع خبرها پیدا کردهاند و در بسیاری از موارد بسیار ساده، گفتههایی را که جنبهٔ خرافی دارد میپذیرند و برخی نیز به آن شاخ و برگ میدهند. به اعتقاد بسیاری، این مسایل در درازمدت نه تنها کمکی به دین و دینداری نمیکند، بلکه پایههای اعتقادی را سست میکند و مثل موریانه مذهب را از تو خالی میکنند. حال با توجه به اهمیت موضوع و با توجه به
خرافه در نظر شما چه مفهومی دارد و چگونه میتوان میان باورهای دینی و خرافهگویی بهدرستی تمایز قایل شد؟
خرافه چیزی است که مستند عقلی ندارد؛ خواه خرافهٔ دینی باشد و یا علمی و فلسفی و چه عرفی. در مقابل، باور امری است که استناد درستی دارد. اگرچه هم خرافه و هم اعتقاد (دینی و غیر دینی)، هر دو بر باور مبتنی است، در زمینهٔ استناد با هم متفاوت است، لذا هر چیزی که استناد صحیح داشته باشد، قابل پذیرش است و هرچه که پایهٔ محکمی به لحاظ مستندات نداشته باشد، غیر قابل پذیرش است و خرافه میباشد. باورهای دینی در صورتی درست است که پیشاپیش دربارهٔ آن استدلال محکمی ارایه شده باشد. بهطور کلی، وجود خرافه شاید امری اجتنابناپذیر باشد، اما دینداران باید میان دین و خرافه تفکیک قایل شوندو باور دینی را با خرافهگرایی یکسان نپندارند.
در جامعهٔ ما، مردم نسبتبهمسایلدینیبسیارحساسند، ولی به جای این که این حساسیت مانع شیوع خرافات شود، گاه به خرافهگرایی دامن میزنند، به نظر شما علت این امر چیست؟
حقیقت این است که ما برای ممانعت از شیوع خرافهگرایی باید سطح آگاهی مردم را بالا ببریم وگرنه خرافه در همهٔ عرصهها به واسطهٔ زمینهای که دارد رشد پیدا میکند. اصولا پایین بودن سطح آگاهی دلیل اصلی رشد خرافهگرایی است. حساسیت به مسایل دینی کافی نیست؛ چون حساسیت زمینهٔ عملی و خرافه زمینهٔ نظری دارد. لذا با حساسیتهای موجود میتوان خرافه را ترویج داد و در این روند، مشابهسازی صورت میگیرد و کسانی خرافاتی را به شکل دین و سنت در قالب برخی رویدادهای گذشته رواج میدهند. ما تنها با بازگشت به باورهای خود و با مستند کردن آنها میتوانیم جلوی رشد خرافهگرایی را بگیریم.
با توجه به این که در حال حاضر ما در وضعیت خاصی به سر میبریم و به نظر میرسد که جامعه نیز پذیرای مسایلی از این گونه است، عملاً چگونه میتوان با این مشکل مواجه شد
(۱۸۴)
و با آن مقابله کرد؟
همانطور که اشاره کردیم برای مقابله با این وضعیت باید آگاهیهای خود را افزایش دهیم و مهمتر این که حوزهها، دانشگاهها و مراکز علمی نسبت به مسایل اعتقادی رویکردی علمی داشته باشند و دربارهٔ این مباحث و مسایل تحقیق کنند. تحقیقات در کشور ما بسیار ضعیف است. در حوزه به جای تحقیق، تبلیغ میکنند و در دانشگاهها، بهجای پژوهش، تنها از حاصل پژوهشهای دیگران بهره میبرند. حوزههای ما آنچه را که از گذشته مانده تبلیغ میکنند و به تحقیق و نوآوری دست نمیزنند. من پیش از این نیز گفتهام که ما باید از آموزههای دینی خود پیرایهزدایی کنیم. ما باید هم تولید کنندهٔ علم باشیم و هم نسبت به پیرایهزدایی از باورهای خود اهتمام داشته باشیم. وقتی مراکز علمی به تبلیغ یا تکرار یا ترجمه سرگرم هستند بدیهی است که خرافه روز به روز رشد پیدا کند. آگاهی جامعه با تحقیقات نسبت مستقیم دارد. اگر میخواهیم با این حرکتها مقابله کنیم، باید به تولید و تحقیق بپردازیم. تبلیغ فرع بر تحقیق است. انبیا به تحقیق نیازی نداشتند و به تبلیغ میپرداختند، ولی ما در این
چرا خرافه در اسلام مذموم شمرده شده و آیا در قرآن کریم آیاتی در این رابطه هست؟
بله، قرآن کریم به شدت با مسایلی مثل بت، شرک و طاغوت مبارزه میکند و آن را به چالش میکشد. بتپرستی و شرک از جملهٔ خرافات است و میبینیم که تا چه اندازه قرآن کریم با آن در ستیز است. اگر به این نمودهای برآمده از خرافات توجه کنیم خواهیم دید که رسالت پیامبر و آیات قرآن کریم چگونه با این نمودها در تضاد و تقابل میباشد؛ لذا اسلام و قرآن کریم با خرافه مخالف است؛ چون با جهل و ناآگاهی مخالف است و هدف این کتاب هدایت این است که انسانها را به آگاهی برساند.
چرا با وجود تهدیداتی که در این زمینه وجود دارد عالمان دینی به طور جدی در قبال این تهدیدات واکنش نشان نمیدهند؟
به نظر بنده، عالمان دینی دو بخش هستند: عدهای محققان و دانشمندان دین هستند که در واقع جراحان دین میباشند. آنان هستند که درد و درمان را میشناسند و قادرند کاری جدی انجام دهند. بخش دیگر از عالمان، افرادی عادی هستند که دانش دینی دارند و چیزهایی را آموختهاند. این عالمان در واقع از دستاوردهای گروه اول تغذیه میکنند. در واقع، این گروه، اندوختهها و محفوظاتی دارند که مغتنم و محترم است، ولی کافی نیست. مقابله با خرافه، کار عالمان معمولی که حکم پزشک عمومی را دارند نیست. بنابراین، اگر دفاعی نیز صورت بگیرد، چندان کارساز نمیباشد و تنها عالمان خاص با تحقیق و پیرایهزدایی میتوانند به این هدف برسند.
با توجه به اعتقادات شیعیان نسبت به امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) آیا طرح ادعاهای مختلف از سوی افراد مختلف باعث نمیشود که اصل این اعتقاد آسیب ببیند؟
در رابطه با امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) اولاً باید توجه داشته باشیم که «آقا» حجت خداست و در بین مردم حضور دارد. بله، او از ما دور نیست، بلکه ما از او دوریم.
بزرگان نیز بر این نکته تأکید کردهاند که «غیبته منّا»، ما به دلیل مشکلاتمان از او دور هستیم. پس عاشق واقعی و محب حقیقی و آن که به معرفت رسیده است میتواند به حضرت قرب پیدا کند. این امر ممکن است و محال نیست، ولی آن که قرب یافته ادعا نمیکند. بنابراین، هر که ادعایی را مطرح میکند، مشکلی دارد که ادعا کرده است. در واقع باید گفت کسانی که چنین ادعاهایی را مطرح میکنند و کسانی که به این ادعاها دامن میزنند و پر و بال میدهند، در اعتقادات و باورهای خود با مشکل مواجه هستند. همچنان که گفتم، کسانی که ارتباط راستین دارند هرگز به خود اجازه نمیدهند مسایلی را در این مورد عنوان کنند.
کسی که دُرّ گرانمایهای را پیدا کرده است، آن را پنهان میکند. کسی که فریاد میزند؛ نه درّ و گوهر، بلکه جنس بدلی؛ یعنی شیشه و سنگ پیدا کرده است. او ابتدا خود را فریب میدهد و سپس دیگران را میفریبد.
گاه مشاهده میشود که زایرانی با بستن نخ به پنجرهٔ فولاد و نوشتن خوابهای خود بر کتب ادعیه میخواهند حاجات خود را برآورده سازند، به نظر شما این نوع رفتار چه معنایی دارد و در این باره چه میتوان گفت؟
آقا امام هشتم علیهالسلام کسی است که هم صدای ما را میشنود و هم سلام و هم جواب ما را میدهد: «أشهد أنّک تسمع کلامی و تردّ سلامی و تشهد مقامی». بنابراین، بعید نیست که هر کس به هر طریق و به هر روش که تمسک بجوید، آقا علیهالسلام به او لبیک بگوید. اصل، توجه روانی به حضرت است. این توجه ممکن است با دعا باشد یا با قرآن کریم یا با خواندن زیارتنامه و گاه با سکوت و گاهی نیز این توجه در عین بیآلایشی و پاکی از طریق بستن نخ و یا پارچه به ضریح یا پنجره دنبال میشود. بنابراین، اصل توجه است که ممکن است نوع و وسیلهٔ آن متفاوت باشد. مردم در برابر بارگاه حضرت قرار میگیرند و به او توجه میکنند و این توجه منطقی است. وسیله، چندان مهم نیست، مهم اخلاص در توجه داشتن است. کسی که تا صبح آن جا مینشیند و دعا میخواند و یا میگرید، میخواهد به حضرت توجه کند، اما موضوع نوشتن روی کتابها و بیان خوابها که افراد را ملزم میکند کاری انجام دهند، از جملهٔ خرافات قدیمی است که هنوز هم هست. برخی میخواهند بگویند آقا امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) از بزرگان و عالمان بریده و به آنها رو آورده است و از این جهت موضوع بستن نخ با موضوع نوشتن جوابها تفاوت پیدا میکند و این تفاوت نیز بسیار زیاد است
