محیط زیست در آموزههای دینی
محیط زیست در آموزههای دینی(۱)
اشاره: محیط زیست و حفظ آن، امروزه به صورت یکی از اساسیترین مسایل بشری در آمده؛ چرا که انسان با توانی که صنعت و تکنولوژی در اختیار وی گذاشته به تخریب و نابودی طبیعت پرداخته و فضای زندگی خود را آلوده کرده است. این است که اکنون باید از فاجعهٔ آلودگی و تخریب محیط زیست یاد کرد. در چنین وضعیتی، این بحث در سطح جهان مطرح شده که دین چه نقشی میتواند در جلوگیری از تخریب محیط زیست ایفا کند و چه راهکارهایی در ادیان یافت میشود که قادر خواهد بود به رهایی بشر از این معضل یاری رساند.
آیا این اقبال جهانی نمیتواند نشانی از رویکرد جدید بشر مدرن به خدا و آموزههای آسمانی تلقی شود؟ بشری که در مدرنیته ارتباط خود ۱ـ روزنامهٔ خراسان، شمارهٔ ۱۵۰۱۴، دوشنبه ۴ تیر ۱۳۸۰، ربیع الثانی ۱۴۲۲٫ را با ماورای طبیعت قطع کرد و استقلال همه جانبهٔ خویش را اعلام نمود، اکنون با ظهور پیآمدهای منفی این نگرش درصدد تصحیح آن بر آمده و دین را در زندگی دنیوی مورد توجه قرار داده است. بدون شک اسلام و فرهنگ اسلامی با تربیت انسانهای شکرگزار و مخلوق خدا، میتواند نقش مهمی در پیشگیری از تخریب طبیعت، «کفران نعمت» و «اتلاف نعمت» داشته باشد؛ چرا که اگرچه اسلام به تسخیر طبیعت فرمان داده؛ اما کفران و ناسپاسی و اتلاف را بزرگترین گناه شمرده است. برای روشنتر شدن موضع و برای دریافت این که دین چگونه میتواند به ما در این امور کمک کند و راهکارهای عملی دین در این خصوص چیست، با آیتاللّه نکونام استاد دروس عالی و خارج فقه حوزه گفتگویی انجام دادهایم که اینک میخوانید.
از دیدگاه اسلام، محیط زیست چه اهمیتی دارد؟
در این رابطه باید گفت: معنای محیط زیست بر اهمیت آن مقدم است. به محدودهای که ما در آن زندگی میکنیم محیط زیست میگویند و این محیط شامل همهٔ کرهٔ زمین میشود. برای اینکه ببینیم اسلام چه اهمیتی برای محیط زیست قایل است باید به فقه مراجعه کنیم، فقه ما به این مسأله کاملاً توجه دارد، که در اینجا به آن اشاره میکنم:
فقه با طهارت آغاز میشود؛ چه طهارت فردی و چه طهارت جمعی و میبینیم که کتاب طهارت، هم اولین کتاب فقه و هم گستردهترین آن است. و باز در مقایسه، مشاهده میکنیم که این کتاب از دستور العملهایی که کشورهای توسعهیافته در این زمینه دارند، پیشرفتهتر و غنیتر است.
برای درک بهتر موضوع میتوانیم ببینیم که کشورهای مختلف و فرهنگهای مختلف با مردههای خود چه میکنند. در کشوری، مردهها را میسوزانند؛ در حالی که آتش زدن مردهها آسیبرسانی به محیط زیست است، ولی اسلام در مورد مرده میگوید: باید او را سه غسل داد و آب غسل نیز باید دارای چنین شرایطی باشد؛ یعنی به پاکی یک مرده این همه اهمیت میدهد. همینطور در مورد دفن نیز اسلام دستورات منحصر به فردی دارد. این موارد نشان میدهد که اسلام چقدر نسبت به بهداشت؛ حتی در مورد مردگان اهمیت میدهد و باب دیگری در فقه است که در مورد نجاسات صحبت میکند که بخشی از آن به بهداشت و محیط زیست مربوط میشود.
فقه در مورد چگونگی ذبح انواع حیوانات و در مورد اینکه کدام یک حلال کدام یک حرام است و در مورد اینکه چه قسمت از یک حیوان قابل خوردن است و چه قسمت نیست، سخن فراوان دارد.
انسان در حیرت میماند که چرا اسلام اینگونه به ریز مسایل پرداخته است، برای نمونه میگوید: اگر مرغی نجاست بخورد، باید ابتدا تزکیه بشود. کدام دین و مرامی میتواند با این ظرافت و دقت در این موارد صاحب نظر باشد؟
همچنین در فقه، در مورد احیای زمینهای بایر بسیار سخن گفته شده و روایات فراوانی در این مورد هست تا جایی که گفته میشود: اگر کسی زمینی را آباد کند آن زمین متعلق به خود اوست.
پرداختن به چنین احکامی در اسلام هست. در جای دیگر میبینیم که گفته شده: آبها و معادن از مشترکات است و جزو امور خاص نمیباشد؛ چون استفادهٔ عمومی آن مورد نظر است.
حتی اینگونه نیست که فقط در برخی موارد به این مسایل اشاره شده باشد، بلکه در موارد مختلف از آن یاد شده و برای نمونه، در هنگام جنگ و کارزار، همه میگویند هرگونه که میخواهی از خود دفاع کن و دشمن را شکست بده، ولی اسلام به ما چنین اجازهای نمیدهد و حتی نمیگذارد ما فضای دشمن را مسموم کنیم یا آن را آتش بزنیم یا آبهای آنان را آلوده کنیم یا اطفال و پیرهای دشمن را بکشیم. اسلام چنین مجوزی صادر نمیکند. اسلام نسبت به همهٔ این امور حساس است، ولی ما نسبت به آن غافل هستیم و نمیدانیم فقه ما سراسر دربارهٔ زندگی، بهداشت، محیط زیست و دربارهٔ کار و تلاش و نشاط سخن گفته است. پس میبینیم رابطهٔ اسلام با محیط زیست چقدر تنگاتنگ است.
آیا راهکارهایی در دین اسلام برای ارتباط سالم مؤمنان با طبیعت ارایه شده است؟
در این مورد نیز باید به فقه مراجعه کنیم؛ چون فقه ما فرهنگ ماست. البته، فقهِ پویایی که بتواند زوایای مسایل را مستدل و بهطور عقلانی بیان کند.
در فقه نسبت به قمار و شرطبندی، حساسیت فراوان نشان داده شده، اما در همین مورد وقتی به تیراندازی، شنا و اسب سواری میرسیم میبینیم که شرطبندی در آن ایرادی ندارد؛ چون این ورزشها برای زندگی و برای سلامتی انسان مفید است.
اسلام چقدر برای آب حرمت قایل است. اسلام میگوید: «بسم اللّه» بگو و سپس وارد آب شو یا آب دهان در آب مینداز و یا آب را با نجاست آلوده نکن.
در مورد اینکه انسان چه رفتاری باید داشته باشد و چگونه باید مراقب بهداشت فردی و جمعی باشد و به چه نحو باید محیط زندگی خود را پاک و سالم نگاه دارد، آنقدر در فقه دستورالعمل هست که در این فرصت کوتاه نمیتوان به آن اشاره کرد.
اسلام در خصوص بعضی از ورزشها توصیه میکند، اما به عنوان نمونه، هیچگاه توصیهای در مورد شکار نمیکند؛ بهطوری که اگر بیجهت به شکار بروی میگوید: «این سفر، یک سفر معصیت است» و اگر مسافر هستی، باید نماز را کامل بخوانی. اسلام میگوید: اسب سواری بکن؛ اما شکار نکن، چون شکار یک تاخت ماجراجویانه به طبیعت است و به همین دلیل آن را محدود میکند؛ اما در مورد اسبسواری میگوید: بتاز تا خود را در دل طبیعت پیدا کنی.
هیچ کس نمیتواند در فقه، بخشی را بیابد که نسبت به مسایل یاد شده کم توجهی شده باشد. میگویم کم توجهی و نه بیتوجهی؛ بهویژه در فقه شیعه که بسیار پویاست.
در کشور ما بیابانهای فراوانی است، برهوت در برهوت. این نشان میدهد که ما در این موارد مشکل داریم. یا ببینید که ما با آبهای موجود چه میکنیم. میگویند نود درصد آبها صرف کشاورزی میشود. با این حال، ما کشاورزی نیز نداریم. کشاورزی ما از هر نظر عقب مانده و ناکارآمد است؛ حال آن که اگر به اسلام نگاه کنیم، میبینیم بر عکسِ روشی که ما در پیش گرفتهایم، دستورالعملهای بسیار مناسبی در این مورد ارایه شده است.
چرا امروزه موضوع حفظ محیط زیست بهصورت معضلی جدی درآمده است؟ ریشهٔ این مسأله در کجاست و کدام نگرش انسان امروزی در پیدایی آن دخالت داشته است؟
انسان مدرن پس از رنسانس، خود را نسبت به مسایل معنوی لجام گسیخته دید و سپس راه صنعت را در پیش گرفت و علم را ابزار تسخیر طبیعت قرار داد؛ یعنی جنگ خود را با طبیعت آغاز کرد. آنگاه دنیایی از فولاد و آهن به وجود آورد و این دنیا نسبت به جهان و طبیعت بیمهر بود.
امروزه، زبالههای اتمی و میکروبی برای زمین مشکلاتی به بار آورده است. گازهای گلخانهای و موارد تجزیهناپذیر مثل پلاستیک معضل دیگر بشر امروزی است. آلودگی به آنجا رسیده که لایهٔ اوزن نیز آسیب دیده و برای همه مشکلساز شده است. با این حال، صاحبان صنایع و سیاستمداران به فکر رفع این مشکل نیستند. منافع مانع میشود که آنها در جهت رفع آن اقدامی انجام دهند. نگرانیهایی وجود دارد؛ اما این نگرانیها از سوی انسانهای آزاد و آگاه ابراز شده است. جهان صنعت همچنان در حال تخریب طبیعت و محیط زیست است.
مشکلات امروز متوجه کیست؟ چه کسی جهان را تهدید میکند و ذخایر زمین را از بین میبرد؟ چه کسی این همه مشکل برای جامعهٔ بشری ایجاد کرده است؟
تردیدی نیست که کشورهای قدرتمند این معضلات را ایجاد کردهاند. کشورهایی که منافع آنها در گرو همین وضع است. آنها شعار میدهند، ولی در عمل، بزرگترین آسیب را به محیط زیست وارد میکنند. البته، آنها چارهای ندارند که از این راه برگردند؛ چون، خود و همهٔ انسانها را به گرداب هلاکت خواهند کشانید و همه را دچار خفقان خواهند کرد.
با توجه به اینکه مشکل محیط زیست مسألهای است جدید و مربوط به عصر صنعت و مدرنیسم، آیا این میتواند در حل آن به ما کمک کند؟
به صورت قطع، اگر جهان مدرن امروزی خود را با دین هماهنگ کند، این مشکلات به سادگی حل خواهد شد. البته، به شرطی که اهتمامی در این راه صورت گیرد. تصحیح اندیشهٔ بشر در این مورد بسیار مؤثر است؛ زیرا برای سالمسازی محیط زیست به سالمسازی ذهنی نیاز داریم.
باید ذهنیتها سالم شود، با فکر و اندیشهٔ آلوده چگونه میتوان جامعهای سالم داشت. اگر ذهن ما آلوده باشد، همهٔ زوایای وجود انسان آلودگی پیدا میکند.
رابطهای مستقیم بین ما و دنیای اطراف ما وجود دارد. پس طرح دین در این مورد میتواند این باشد که فکر انسان را تثبیت نماید و محیط اندیشهٔ او را سالم کند.
یکی دیگر از مسایل انسان، نیاز به معنویت است. یکی از شاخههای معنویت، سلامت زیست محیطی است. باید این لجام گسیختگی نسبت به معنویت و این دهنکجی نسبت به آن از میان برود و دنیای مدرن در این مورد از لجاجت دست بردارد. امروزه، اول جهان را ناامن میکنند، سپس تسلیحات نظامی را به فروش میرسانند. ناامنی بلایی است هم برای انسان و هم غیر مستقیم برای طبیعت. طرح دین این است که امنیت فردی و اجتماعی را برای انسان ایجاد کند. دین میتواند از طریق رهنمودهای خود حتی امنیت دولتی ایجاد کند و مانع بروز جنگها شود. در فقدان امنیت، گرایش به خشونت و تمایل به خرید تسلیحات و ساخت سلاحهای اتمی بیشتر میشود.
پس تصحیح اندیشه، رفع نیاز به معنویت و برقراری امنیت از راهکارهایی است که دین میتواند در ایجاد و زمینهسازی برای آن بکوشد.
هنگامی که این زمینهها ایجاد شد، میتوان در عمل در جهت حفظ طبیعت، کویرزدایی، و غیره کوشش کرد. در این طریق باید از شعار پرهیز نمود. اینکه هر کس یک درخت بکارد، شعار خوبی است و اگر عملی شود، مفید خواهد بود، اما از این طریق نمیتوان به بحران زیست محیطی پایان داد. مشکل وقتی رفع میشود که سرمایههایی که صرف تخریب میشود در جهت احیای طبیعت بهکار افتد. ما باید از امکانات خود بهره ببریم. امروزه، ما گرفتار خشکسالی شدهایم و کویرها در حال پیشروی است. امروزه، شهرسازی خطری جدی است و مصرفگرایی مشکل بزرگ دیگر ماست.
ما میتوانیم این مسایل را بشناسیم و در رابطه با آن اقداماتی انجام دهیم، اسلام در این مورد پویایی خاصی دارد. البته، در این میزان نباید ضدیتی با صنعت صورت بگیرد؛ چون صنعت خود نشان پویایی و نشان پیشرفت است.
اما معنای صنعت و تکنولوژی این است که ما از طریق آن، طبیعت را از بین ببریم. ما باید بین تسخیر طبیعت و نابودی طبیعت تفاوتی قایل شویم و باید همراه با سیاستگذاری کلان و جهانی، این مشکل را حل کرد.
به عقیدهٔ شما ما خود در قبال مسألهٔ حفظ محیط زیست چه نقشی داریم؟
در کشور ما این همه بر مسألهٔ نماز تأکید میشود و دربارهٔ آن تبلیغات فراوان صورت میگیرد؛ اما در کدام منبر یا در کدام نماز است که به مسایل سادهٔ زیست محیطی و به دستورالعملهای اسلام در مورد بهداشت شخصی و جمعی اشاره شود. به همین دلیل، در جامعهای که انتظار میرفت از هر نظر به مسایلی از این قبیل توجه کند، باید هنوز از مردم خواست که زبالههای خود را در کیسهٔ زباله بریزند و هنوز باید گفت: آب دهان خود را در خیابان نیندازید؛ یعنی هنوز در اول خط هستیم. البته، مردم در حدود اعتقادات دینی به مسألهٔ بهداشت اهمیت دادهاند، ولی از نظر جمعی این مسأله اصلاً رضایتبخش نبوده و نیست. گاهی وقتی وارد بیمارستانی میشویم میبینیم که بیمارستان از هر جای دیگری آلودهتر است. وقتی بیمارستان آلوده باشد یا وقتی مساجد یا مدارس آلوده باشد چه انتظاری از مکانهای دیگر داریم. اصلاً مسایل زیست محیطی در تیررس سیاست ما قرار نگرفته و اساسا سیاستمداران ما به این مسأله به عنوان یک مسألهٔ جدی نگاه نکردهاند. این است که جامعهٔ ما گرفتار این مسایل شده است، این است که باید همهٔ ما نسبت به این مسأله اهتمام بیشتری داشته باشیم و عملاً به آن اهمیت بدهیم. اگر ما بر اساس آموزههای دینی موفقیتی در این راه کسب کنیم به صورت قهری دنیا نیز از این راه استقبال خواهد کرد.
