شهید مطهری در دو نگاه: سنتگرایان و تجددگراها
شهید مطهری در دو نگاه: سنتگرایان و تجددگراها(۱)
اشاره: تردیدی نیست که دربارهٔ استاد شهید مطهری تاکنون سخنان زیادی گفته شده و مطالب بسیاری نوشته شده، اما این سخنان و مطالب بیشتر جنبهٔ تبلیغاتی داشته و بهندرت به ماهیت آثار ایشان توجه شده است. علاوه بر این، در ظاهر چنین به نظر میرسد که اندیشههای شهید بهطور جدی با مخالفت روبهرو نشده و نوگرایان و سنتگرایان؛ هر دو این اندیشهها را کم و بیش پذیرفتهاند. برای روشن شدن این موضوع و برای دریافت این که آیا در واقع نیز چنین بوده است یا خیر، با آیتاللّه نکونام دربارهٔ این پیشفرض و همچنین دربارهٔ سایر ویژگیهای اندیشهٔ شهید مطهری گفتگویی انجام دادهایم که متن آن را در اینجا میخوانید.
۱ـ خراسان، شمارهٔ ۱۴۹۷۲، دوشنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰، ۶ صفر ۱۴۲۲٫
استاد نکونام استاد دروس عالی و خارج فقه حوزه که در ضمن صاحب تألیفات فراوانی نیز میباشند، دربارهٔ توافق گروههای مختلف با اندیشههای استاد مطهری و عدم مخالفت آنها میگوید: «شما این موضوع را مسلم فرض کردهاید؛ اما من با این نظر موافق نیستیم؛ چرا که موقعیت ایشان قبل و بعد از انقلاب متفاوت بود. در سالهای پیش از انقلاب، گروههایی نه تنها نظریات وی را نمیپذیرفتند، بلکه با وی درگیر میشدند. در آن زمان، انقلابیهای صوری میگفتند که او انقلابی نیست، بلکه منبری است و از طرف دیگر، منبریها میگفتند: نه، او منبری نیست؛ چون نمیتواند روضه بخواند و حوزویان میگفتند: او عالم نیست، روضهخوان است.
شاید پرداختن به کارهای فکری و علمی این مجال را به او نمیداد که خود را با هر مسألهٔ سیاسی درگیر کند. این بود که چهرههای نپخته و ظاهربین به او انگ غیر انقلابی میزدند. منبریان چون ایشان آواز نمیخواند و اشک کسی را در نمیآورد، او را منبری نمیدانستند و آنهایی که اهل علم بودند، میگفتند وی منبری است و استاد نیست؛ حال آنکه او ایدئولوگ و نظریهپرداز انقلاب بود و از نظر منبری نیز هر سال بهطور مکرر در روز عاشورا، منبر ایشان را میگذارند، پس روضهخوانهای دیگر کجا هستند که از آنان استفاده نمیشود.
علت چنین برخوردی با ایشان این بود که وی وابسته و وامدار کسی یا گروهی نبود و مستقل عمل میکرد.
بعد از انقلاب، آقای خمینی هیچ کس را مثل ایشان بهطور مطلق نپذیرفت؛ چون هیچ کس مثل شهید مطهری نتوانست از نظر کمی و کیفی خوراک فکری جامعه را آماده کند. با این حال، گروهها و جریانات مختلف برحسب مصالح خود ازایشانحمایتمیکردند.
برای ایشان چه قبل و چه بعد از انقلاب مشکلات فراوانی فراهم شده بود اما این مرد بزرگ با صبوری و متانت و وقار راه خود را ادامه داد.
در وضعیتی که هر دفاع و انکاری ریشه در تعلفات جناحی دارد، فراجناحی عمل کردن بسیار مهم است و ایشان توانست اینگونه عمل کند».
حضرت آیتاللّه نکونام دربارهٔ اهمیت و ارزش علمی کارهای استاد مطهری معتقد است:
«در مورد ارزش کارهای ایشان این مطلب را میتوان عنوان کنم که در بعضی نوشتههای ایشان کاستیهایی مشاهده میشود؛ مثلاً از بهترین کتابهای ایشان «روش رئالیسم» است. ایشان در این کتاب در مبحث جوهر و عرض با مشکلی مواجه میشود (البته، مرحوم علامه نیز در این زمینه مشکل داشت) شهید مطهری، به همین دلیل، ادامهٔ کار را رها میکند و به چاپ جلدهای دیگر میپردازد.
جامعهٔ علمی ما باید اهتمام لازم را در نقد و بررسی آثار ایشان داشته باشد.
صرف ستایش ایشان مهم نیست، بلکه خواندن آثار ایشان و تأمل در آن باعث پیشرفت میشود و در صورتی چنین امری میسر میگردد که ما نقدپذیر باشیم. ما نباید اسطورهپردازی کنیم؛ چنانچه مرحوم مطهری اساسا به این اسطورهسازیها اعتقادی نداشت. جامعهٔ ما باید به تمدن علمی و اسلامی خود دست یابد. البته، به سادگی نمیتوان تمدن را به دست آورد. برخی گمان میکنند که بحث از تمدن، بحثی تبلیغاتی است؛ حال آن که تمدن از طریق عشق، شور و تلاش بیوقفه حاصل میشود. ناگفته نماند که تمدن بدون تدین بهدست نمیآید. وقتی ذهنیت ما لحاظ اجتماعی پیدا میکند به تمدن تحویل رود.
استاد مطهری در زمان خود بهترین کار را انجام داد و این بود که بهترین فرجام را نیز پیدا کرد. او هم «مداد العلماء» بود و هم «دماء الشهداء» و این گونه به نهایت فیض رسید، ولی ما برای بهره بردن از اندیشههای ایشان نباید به رپایی برنامههای بزرگداشت اکتفا کنیم، بلکه باید در جهت شناخت واقعی آثار ایشان قدم برداریم.
نواندیشی و واقعگرایی استاد مطهری(۱)
اشاره: قسمت اوّل گزارش حاضر دوشنبهٔ هفتهٔ جاری تحت عنوان «شهید مطهری در دو نگاه: سنتگرایان و تجددگراها» به چاپ رسید. در قسمت مذکور، حضرت آیتاللّه نکونام در مورد برخورد افراد و گروههای مختلف با اندیشههای شهید مطهری مطالبی را عنوان کردند. در قسمت حاضر، ویژگیهای شخصیتی استاد مطهری و ارزش آثار وی از سوی ایشان مورد ارزیابی قرار گرفته است.
آیتاللّه نکونام ابتدا ضمن تاکید بر مقام بلند علمی شهید مطهری در مقایسهٔ علمی ایشان نسبت به دیگر بزرگان اظهار داشت:
«شهید مطهری از نظر شخصیت حوزوی در مرتبهٔ دوم قرار داشتند؛ در حالی که استادان ایشان مانند
۱ـ خراسان، شمارهٔ ۱۴۹۷۴، چهارشنبه، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۰، ۸ صفر ۱۴۲۲٫
علامهٔ طباطبایی، آیتاللّه الهی قمشهای، در مرتبهٔ نخست جای میگیرند. البته، اگر میگوییم وی در مرتبهٔ دوم است نسبت به بزرگانی است که برخی را نام بردیم وگرنه در مقایسه با بسیاری از مدعیان، باید وی را در مرتبهٔ نخست جای داد.
مطلب دیگر این است که ایشان اندیشمندی صادق و محققی پرجوش و خروش و متخصص در بخشهایی از علوم اسلامی بود. این خصوصیات به اضافهٔ واقعگرایی و نواندیشی، ایشان را به صورت شخصیتی ممتاز درآورده بود. اما آنچه سعادت ابدی ایشان را تضمین کرد، شهادت آن بزرگوار بود. انصافا میتوان ادعا کرد مرحوم مطهری اعلم شهدای این انقلاب است؛ یعنی در بین شهدای انقلاب کسی از حیث علمی در حد ایشان نبود.
بنابراین، جهات خاص اندیشمندی مسلمان را دارا بود. حال ما این جهات را به صورت سه جهت کلی بیان میکنیم: اوّل، اصل توحید و ولایت، دوم، اصل اخلاق و تعبد و سوم، اهتمام علمی.
البته، بسیاری از مدعیان؛ چه در حوزه و چه در دانشگاهها، چنین خصوصیاتی را بهطور کامل نداشتند و بیشتر در یک جهت پیش میرفتند.
روش ایشان در ورود به یک بحث چنین بود که در مورد موضوع مورد نظر مطالعه میکرد، از بزرگان و اعاظم بهره میبرد و واقعبینانه به طرح آنها میپرداخت. در واقع باید ایشان را شارح بسیار فهیمی نسبت به حقایق دینی به شمار آورد. برخی از مسایلی را که وی مطرح کرد در کتب علمی ما بوده؛ اما به دلیل پیچیدگیها و دشواریهایی که در بطن آنها بود در بین مردم راه پیدا نکردند. ایشان موفق شد این مسایل پیچیده و دشوار را ساده کند و به میان جامعه آورد.
البته، لازم به توضیح است که آثار شهید مطهری ارزش یکسانی ندارد. برخی از آنها آثاری است که ایشان در موضوعات آنها تخصص زیادی نداشتند: مثل «تماشاگه راز» که حافظشناسی است. برخی دیگر آثاری هستند که وی در خصوص آنها دارای تخصص لازم بود؛ اما خود این آثار کارایی لازم را دارا نبودند: مثل کتاب «فقه» یا «حجاب»، اما ایشان آثاری دارند که هم از جهت تخصص و هم از جهت کارآیی بسیار قابل توجه است؛ مانند: «روش رئالیسم» یا «عدل الهی». البته، در همین آثار نیز گاهی کاستیهایی دیده میشود. در واقع چنین نیست که ایشان کار را تمام کرده باشد. چه خوب است که اینگونه آثار از سوی دیگران دنبال شود تا کاستیهای آن رفع شود».
حضرت آیتاللّه نکونام در مورد علت موفقیت شهید مطهری در عرصهٔ علمی و فرهنگی یادآور شد:
«موفقیت ایشان در این بود که توانست خلأ اجتماعی موجود را بیابد. خلأ اجتماعی ما این بود که اقشار تحصیل کردهٔ ما با مبانی بلند اسلام آشنایی نداشتند و به دلیل این که معارف اسلامی را دنبال نکرده بودند قادر نبودند از آثار بزرگان بهره ببرند. وی دریافته بود که جامعهٔ ما تشنه است؛ اما آب مورد نیاز آنها در بالا و دور از دسترس بود. وی با مطالعه، تحقیق و بررسی، خلاصهنویسی، حاشیهنویسی، ترجمه و غیره در رفع عطشهای علمی مردم کوشید و موفق نیز شد؛ لذا میتوان ادعا کرد: بسیاری از اهل علم؛ اعم از حوزوی و غیر آن، از آثار ایشان بهخوبی بهره بردند. اکنون بسیاری از کسانی که مدعی هستند، نخستین کتابهایی که خواندهاند از استاد مطهری بوده است؛ حتّی در آثار این گروه میتوان جابهجا رد پای استاد مطهری را مشاهده کرد و دید که آنچه آنها میگویند از منابع دست اوّل نیست، بلکه از آثار شهید مطهری استفاده کردهاند. اینها با واسطه راه را طی کردند؛ اما مرحوم مطهری بدون واسطه چنین کرد».
آیتاللّه نکونام در پاسخ به این سؤال که نواندیشی شهید مطهری بر چه اصولی استوار بود، اظهار داشت: «اصول نواندیشی ایشان بر درک خلأ اجتماعی موجود، استوار بود؛ چون او میدید ما یک جامعهٔ دینی و یک سلسله احکام دینی داریم، ولی این دو از یکدیگر بیگانه است. او قشر متوسط جامعهٔ ما را در حوزه، دانشگاه و غیر از آن با قلههای بلند علمی و دینی پیوند داد. وی تدین را با تعقل نزدیک کرد و با تشریح و سادهنویسی کمک فراوانی به طرح مسایل بنیادین کرد.
ایشان اصول نواندیشی را دارا بود؛ چون واقعگرا بود. از سوی دیگر توجه داشت که چرا جامعهٔ ما نمیتواند به این اصول دست پیدا کند و اگر بین وی و دیگران تفاوتی بود در همین نکته بود. به عبارت دیگر، تفاوت وی با دیگران در واقعگرایی ایشان بود. دردی که او نسبت به جامعه داشت و دنبال میکرد، کمتر در دیگران یافت میشد.
برای نمونه، عرض میکنم که تقی ارانی کسی بود که میتوانست یازده ساعت بایستد و به یک دانشجو جواب دهد. هیچ کس حاضر نبود اینگونه از خود سوز و درد نشان دهد و به همین دلیل هم موفق بود؛ اما مرحوم مطهری از این هم فراتر رفت. ایشان همهٔ زندگی خود را در راه عشق خود از دست داد. او بدون تبلیغ و تظاهر در عرصهٔ فرهنگی ما ظاهر شد و تخصص خود را با دردمندی اجتماعی توأم ساخت. این ویژگیها باعث شد که جامعه نیز نسبت به او اقبال نشان دهد و حتّی مخالفان نیز نتوانند وی را نادیده بگیرند».
