تحجر، تجدد و التقاط

تحجر، تجدد و التقاط

تحجر، تجدد و التقاط

۱۴۰۵/۰۷/۱۶ 8 دقیقه مطالعه 2 بازدید مصاحبه ها

تحجر، تجدد و التقاط(۱)

اشاره: مدرنیسم و تجدد از اساسی‌ترین مسایل در گفتمان امروز جامعهٔ روشنفکری ایران است. در عین حال، تحجر و التقاط در بیان حضرت استاد آیت‌اللّه نکونام از همسایگان ناآرام این پدیده هستند. از این رو شناخت تجدد نمی‌تواند بدون توجه به تحجر و التقاط صورت گیرد. برای آشنایی بیش‌تر با این مفاهیم و نسبت میان آن‌ها با استاد فرزانه حضرت آیت‌اللّه نکونام مدرس فلسفه و عرفان در حوزهٔ علمیه قم مصاحبه‌ای انجام داده‌ایم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

تحجر به چه معنایی است و متحجر به چه کسی می‌گویند و آیا در اصل ممکن است جامعه‌ای به‌طور کلی متحجر باشد؟

تحجر از واژهٔ حجر است و تحجر؛ یعنی سنگ بودن و در اصطلاح به معنای دگم و جمود است. به این معنا که کسی


۱ـ روزنامهٔ خراسان، شماره ۱۴۴۸۴، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۷۹، ۱۸ شعبان ۱۴۲۱٫

خود را در شیارهٔ جهل و نادانی قرار بدهد و حاضر نباشد کم‌ترین توجهی به سایر ایده‌ها و اندیشه‌ها داشته باشد. تحجر تعصب غیر عقلانی است؛ از این رو باید تعصب متحجرانه را از تعصب غیرت‌مندانه جدا کرد. گاهی کسی با سعی و تلاش فراوان از یک ایدهٔ منطقی دفاع می‌کند و حتی ممکن است در این راه جان خود را نیز از دست بدهد، این تحجر نیست. تحجر، تعصب بدون تعقل و منطق است. تحجر گاهی فردی است و گاهی نیز می‌تواند جمعی و یا اجتماعی باشد که این سه نوع با یک‌دیگر متفاوت است. تحجر فردی آن است که فرد نظر شخصی خود را دنبال کند. تحجر جمعی آن است که گروهی، منش ریاکارانه‌ای را به طور بسته و در جوی استبدادی دنبال کنند؛ اما در تحجر اجتماعی، سیستم جامعه و فرهنگ حاکم بر آن بسته و محدود است و با سایر اجتماعات و جوامع مراوده و داد و ستد فرهنگی و فکری ندارد. به صورت معمول، جامعهٔ متحجر، حکومت استبدادی را به‌وجود می‌آورد و حکومت استبدادی به تحجر موجود در جامعه دامن می‌زند: یکی تولید کنندهٔ دیگری است و دیگری مکمل آن است.

شاید بتوان گفت طرف دیگر تحجر، التقاط است و افراط و تفریط در میان این دو جریان به‌خوبی دیده می‌شود. حال پیش از پرداختن به پرسش‌های دیگر، لطفا نظر خود را دربارهٔ التقاط بیان فرمایید.

التقاطی بودن عنوانی است در برابر تحجر و تحجر نوعی تعصب و عقب‌ماندگی است. التقاط؛ یعنی برچیدن، برداشتن چیزی از زمین و دانه‌چینی، پس لقطه یعنی برداشتن آنچه از کسی در جایی مانده و در اصطلاح، التقاط؛ یعنی فرد یا افرادی برداشت‌های متفاوت را از جایگاه‌های متفاوت به‌طور موزون یا ناموزون در هم بیامیزند. التقاط ممکن است از دو یا چند مکتب و روش و منش صورت بگیرد و موضوع جدیدی مطرح شود. از این رو، التقاطی بودن نوعی نفاق اعتقادی است. بنابراین، باید گفت التقاط و تحجر هم‌مرز هم نیست، بلکه دو عنوان بریده و ارتجاعی از مرز حقیقت است.

حقیقتی که می‌تواند همسایگانی داشته باشد. التقاط و تحجر همسایگان ناآرام و نامتناجس حقیقت هستند. از این رو ممکن است کسی از حقیقت به تحجر یا التقاط فرو غلتد. حال باید گفت که التقاط با تجدد نیز تفاوت بسیار دارد؛ چون تحجر و التقاط دو عنوان غیر ارزشی است؛ اما تجدد و نوآوری در صورتی که موقعیت تازه‌ای ایجاد کند و دستاورد‌های معقولی عرضه کند، عنوانی ارزشی می‌باشد، مگر این‌که منظور ما از تجدد پذیرش بدون چون و چرای نوآوری‌ها و تلبس ظاهری به آن باشد که این معنا بار ارزشی ندارد.

به عقیدهٔ شما التقاط، بیش‌تر در چه زمینه‌هایی وجود دارد؟

التقاط در جوامع مختلف زمینه‌های متفاوت دارد. التقاط علمی، سیاسی، مذهبی از جملهٔ این جهات است. در کشور ما بیش‌تر دو التقاط قابل مشاهده است. ما می‌دانیم که مکتب تشیع و تسنن در بسیاری از جهات با هم اختلافاتی دارند. اگر مقداری از این و مقداری از آن برگزینیم، به التقاط گرفتار آمده‌ایم و التقاط شیعه و سنی به وجود می‌آید. این دو مکتب از هم متمایزند و التقاطی بودن امر سومی است.

اما وحدت امر چهارمی است؛ به این معنا که ما گاه در کمال حریت به شیعه بودن خود اذعان می‌کنیم و گروهی نیز ممکن است با شهامت به سنی بودن خود افتخار کنند، آنگاه اگر بیاییم میان این دو، ضمن وقوف به تفاوت‌های آن وحدت ایجاد کنیم؛ یعنی بگوییم ما دارای مشترکاتی هستیم، آنگاه مشکلات و ویژگی‌های خود را نیز در جهت هماهنگی یا به‌سوی مسکوت گذاشتن راهنمایی کنیم؛ اما گاه میان این دو خلط ایجاد می‌کنیم که در این حال نه شیعه خواهیم بود و نه سنی. دسته‌ای از التقاط‌های تاریخی در کشور ما در پیش و بعد از انقلاب از این‌گونه بوده است. در این حال، عده‌ای از شیعه یا سنی بودن گریخته‌اند و خواسته‌اند در دسته‌بندی جدیدی جای بگیرند می‌توان گفت عده‌ای متأسفانه، هرچند با حسن نیت در جهت وحدت گام بر می‌دارند، دچار التقاط شده‌اند و ممکن است اهل علم و روحانیت نیز به این دام در افتند؛ در حالی که هر گروه و هر مسلک باید افکار خود را داشته باشد، ولی التقاط گمراهی و برش و ریزش و به هم‌ریزی اعتقادی است یا بگوییم اهمال در اعتقادات است. یک ملتقط اشکال عقیدتی دارد که یا ناشی از عدم شناخت است و یا آگاهانه این التقاط را انجام داده است. اگر نمی‌شناسد، قصور دارد و اگر می‌شناسد، به‌صورت قهری ممکن است به دلایل سیاسی دست به این کار زده باشد. در این‌جا اگر کسی التقاطی باشد، در هر لباسی و هر مقامی باز شامل یکی از این دو موضوع خواهد شد. دستهٔ دیگر التقاط‌ها در کشور این است که اسلام را با غیر اسلام در آمیخته‌اند.

برای نمونه، برخی اسلام را با مارکسیسم یا کاپیتالیسم التقاط کرده‌اند. اینان نه می‌خواهند بگویند ما مسلمان نیستیم و نه می‌توانند از اسلام دفاع کنند. چون آگاهی آن‌ها از اسلام محدود است. این نوع التقاط نیز فراوان بوده و بیش‌تر در قشر علمی و فرهنگی واقع شده است. متأسفانه، ما در کشور خود با موارد بسیاری از هر دو نوع التقاطی که به آن اشاره شد روبه‌رو هستیم. این نوع التقاط‌ها، بی‌اعتقادی و سست اعتقادی را در نظر و عمل به وجود می‌آورد. این افراد حرف‌های خود را می‌زنند؛ اما تنها متخصص در می‌یابد که سخنان آنان موضوعیت ندارد و به اصطلاح، خارج از دستگاه است. با توجه به این که تجدد امری ضروری به نظر می‌رسد، چگونه می‌توان از تحجر مصون ماند و در ضمن التقاطی نیز نگردید؟

بله، تجدد امری ضروری است؛ چون جامعه، فرهنگ، عقیده و اعتقاد نیز زنده است و اگر به این اصل معترف هستیم، نمی‌توانیم از تجدد فارغ باشیم. نمی‌توانیم رکود، سکون، خمودگی و جمود را پیشه کنیم، بنابراین، نوآوری و تجدد و درک معنای نو به نو شدن در شأن و مقام انسان است؛ اما درک نو به نو شدن در قبال حقیقت، منافاتی با ثبات حقیقت ندارد. البته، در صورتی که شناخت فردی یا جامعه‌ای کامل باشد، ما برای پرهیز از دام تحجر یا التقاط نیاز به مطالعات عمیق و گسترده داریم. ما نمی‌توانیم خود را مسلمان بدانیم، اما همواره در قالب سنت‌ها عمل کنیم و از آبشخور گذشته بهره ببریم و این گونه هم نیست که نوآوری‌های ما در برابر حقیقت اسلام قرار گیرد؛ یعنی پویایی اسلام با حقیقت آن در تضاد و تعارض نیست. اسلام «ناب» و پویا با تحجر و التقاط ناسازگار است و نسبتی با این دو ندارد. این امر، مستلزم این است که حوزه و دانشگاه به تحقیق و مطالعهٔ جدی بر دین بپردازند تا شناخت ما از دین جامعیت پیدا کند.

همان‌طور که پیش از این نیز یادآور شده‌ام، باید در حوزه و دانشگاه رشتهٔ «پیرایه‌شناسی» را به قصد شناخت پیرایه‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی تأسیس نمود. لازم است احساس کنیم در این سرزمین به نوگرایی و پویایی بها می‌دهند. در سراسر جهان، پس از تحقیقات بسیار، آموزه‌ها و یافته‌های گذشته را که کاربردی ندارد کنار می‌گذارند؛ در حالی که در حوزه‌های ما ممکن است بحث‌هایی دنبال شود که قدمت آن به هفتصد یا هشتصد سال پیش می‌رسد و مهم‌تر این‌که اساس درستی نیز ندارد. این است که وجود رشته‌ای تحت عنوان «پیرایه‌شناسی» ضرورت می‌یابد. نباید تمام ایده‌ها و گفته‌های گذشته را مقدس قلمداد کرد و آن را به بوتهٔ نقد نکشید.

وقتی ما می‌گوییم ولایت اصل حکومت است؛ یعنی تمام کشور باید بر این محور استوار شود، در نتیجه، ما همواره با مسایل جدید در حوزهٔ دین روبه‌رو هستیم و بدون وقفه از سوی دنیای جدید به چالش گرفته می‌شویم. متأسفانه، پس از گذشت بیست سال همچنان در این زمینه با مشکلات بسیاری مواجه هستیم.

در این‌جا نمی‌خواهیم دولت، مسؤولان یا مردم را متهم کنیم؛ چون این مشکلات بیانگر این است که هیچ یک از ما اسلام را نشناخته‌ایم و برای نمونه، نمی‌دانیم اقتصاد چیست؟ سیستم بانکی چگونه است؟ روابط اجتماعی باید چگونه باشد؟ تبلیغات باید به چه صورتی انجام گیرد؟ و صدها مسألهٔ دیگر که ما پاسخی برای آن نیافته‌ایم. برای مدتی، عده‌ای حتی به جنگ عید نوروز می‌رفتند و آن را غیر اسلامی می‌دانستند یا عده‌ای دیگر چهارشنبه سوری را نفی می‌کردند و اشکال دینی بر آن وارد می‌آوردند و حال همان افراد می‌گویند که چنین مسایلی ایراد و اشکالی ندارد. تا دیروز، استفاده از «بوق» در ورزشگاه، کاری حرام بود و امروز، تمام ساز‌ها مجاز است. حقیقت این است که در هر دو مورد از روی میل و بی‌اساس سخن گفته شده و هیچ یک از این نظرات مبنایی ندارد. در چنین شرایطی طبیعی است که افراد به دامن تحجر یا التقاط فرو می‌افتند؛ مگر این‌که به‌طور جدی در جهت شناخت واقعی اسلام اقدام شود و در این راه از خود همت نشان دهیم.

#اخلاق عرفانی #حوزه علمیه #روشنفکر #عرفان #فلسفه #کاپیتالیسم #مارکسیسم #متحجر #مدرنیسم
اشتراک‌گذاری:

نظرات (0)

برای ثبت نظر وارد شوید

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!

مقالات مرتبط

اینترنت، فیسبوک و ماهواره
اینترنت، فیسبوک و ماهواره
18 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
دیدار دانشجویان فرانسوی با آیت الله العظمی محمدرضانکونام
دیدار دانشجویان فرانسوی با آیت الله العظمی م…
17 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
برخورد نامناسب برخی شیعیان در عراق
برخورد نامناسب برخی شیعیان در عراق
14 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
پاسخ آیت‌الله‌ نکونام به تشکیک‌ سروش
پاسخ آیت‌الله نکونام به تشکیک سروش
20 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶