بررسی زمینه‌های عدم تفاهم در ایران

بررسی زمینه‌های عدم تفاهم در ایران

بررسی زمینه‌های عدم تفاهم در ایران

۱۴۰۵/۰۷/۱۵ 8 دقیقه مطالعه 8 بازدید مصاحبه ها

بررسی زمینه‌های عدم تفاهم در ایران(۱)

اشاره: آنچه در پی می‌آید گفتگویی است با آیت‌اللّه نکونام در خصوص «تفاهم». در این گفتگو در مورد معنا و مفهوم «تفاهم»، علت عدم تفاهم در جامعهٔ ما، زمینه‌های پیدایی آن و نظرگاه دین در این رابطه بحث شده است که امیدواریم مورد توجه شما خوانندگان عزیز قرار گیرد.

از منظر فلسفی، تفاهم به چه معنایی است؟

به‌طور کلی اگرچه مقولات ذهنی بازیابی و انکشاف است، ولی هر کدام از این مقولات از حیث مفهوم و از حیث آثار با دیگری متفاوت است. برای ادراک این تفاوت باید فهم را دنبال کنیم و برای فهم باید زمینه‌های فکری و فلسفی آن را


۱ـ روزنامهٔ خراسان، شمارهٔ ۱۴۹۵۶، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۰، ۱۶ محرم ۱۴۲۲٫

بررسی کنیم. در مورد «فهم» باید گفت: فهم همچون علم یا تصور و تصدیق نیست؛ اگرچه خود نوعی ادراک است و بازیافتهٔ ذهن. فهم موقعیت ویژه‌ای در میان مقولات ذهنی دارد. به‌طور بسیط، فهم، نوعی استنتاج ادراکی است از یک انعکاس بیرونی. حال این انعکاس ممکن است کلامی یا غیر کلامی، و حیاتی یا غیر حیاتی باشد. از این انعکاس، حادثه‌ای در ذهن به وقوع می‌پیوندد که به آن «فهم» می‌گویند. پس فهم به خودی خود علم یا معرفت نیست؛ اگرچه زمینهٔ آن است، ولی با آن یکسان نیست؛ یعنی هرچند فهم از جنس مقولات ذهنی و معارف بشری است و انکشاف نفسی انسان به شمار می‌رود، جهت استنتاج دارد. به‌طور طبیعی، انسان‌ها در فهم متفاوت می‌باشند؛ اگرچه آموزش و تربیت در رشد آن مؤثر است؛ اما مسایل وراثتی و زیست محیطی نیز در آن دخیل است. بنابراین، فهم، با جامعه، تاریخ، دین و توانایی انسان مرتبط است.

وقتی به مشتقات فهم نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در آن غیریتی وجود دارد. مثلاً استفهام، طلب فهم از غیر است. اگر طلب فهم جنبهٔ حقیقی داشته باشد، سبب کمال انسان خواهد شد و در صورتی که جنبهٔ ظاهری داشته باشد، به مجادله، تظاهر و تخاصم منجر خواهد شد؛ چون گاهی استفهام برای منازعه است.

تفاهم، با تبادل و تقابل همراه است؛ یعنی انکشافی دو سویه است. تفاهم، ادراک از دیگری است؛ به همین دلیل دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است. وقتی این ویژگی‌ها غایب باشند، تفاهمی در کار نخواهد بود.

تفاهم می‌تواند فردی یا جمعی باشد. البته، ادبیات ما در این مورد دچار مشکل است؛ چون ادبیات ما استقرایی یا استدراکی است و به تعبیر دیگر، وارداتی است. به همین دلیل از دقت لازم برخوردار نیست. این ادبیات، گزارشی است. ملاصدرا با آن عظمت دربارهٔ فهم می‌گوید: فهم تصور شی‌ء از لفظ مخاطب است و افهام ایصال معنا به فهم سامع از لفظ می‌باشد؛ یعنی فهم را از طریق لفظ بیان می‌کند؛ حال آن‌که فهم منحصر به لفظ نیست و می‌تواند متعلق آن غیر لفظ باشد.

آیا در قرآن کریم به مفهوم «تفاهم» اشاره‌ای شده است؟

در قرآن کریم مصادیق غیر لفظی تفاهم بسیار است، اما از نظر لفظی تنها یک بار به کار رفته است آن هم در منازعهٔ میان داوود و سلیمان در سورهٔ انبیا آیهٔ ۷۸ و ۷۹ این بیان آمده است.

داوود و سلیمان در مورد گوسفندانی که در کشتزاری چرا کرده و به آن آسیب رسانده بودند اختلاف پیدا می‌کنند. صاحب مزرعه از داوود می‌خواهد که در این مورد قضاوت کند. داوود کسی است که قرآن کریم دربارهٔ آن می‌فرماید: «انّا جعلناک خلیفة فی الأرض»(۱) است. کسی است که خداوند به او می‌فرماید: «فاحکم بین الناس بالحق». داوود با آن مقام و مرتبه حکمی را صادر می‌کند که سلیمان در برابر وی قرار می‌گیرد و نسبت به آن معترض است.

البته، اصل حکم هر دو یکی بود. خسارت وارده ضمانی داشت که باید توسط صاحب گوسفندان پرداخت می‌شد. اما نحوهٔ بیان آن توسط داوود و سلیمان متفاوت است. داوود بنا بر نقل روایات می‌گوید: گوسفندان باید به صاحب کشتزار تعلق بگیرد. سلیمان می‌گوید: منافع امسال گوسفندان باید از آن او باشد. شاید هم از جهتی تفاوتی در آن نباشد؛ یعنی ارزش گوسفندان با میزان خسارت برابری می‌کرده است. در این حال، هر دو حکم یکسان می‌باشد، ولی ممکن است این طور نباشد. حضرت علامه معتقد است ارزش گوسفندان با منافع آن‌ها یکسان بوده است، ولی این حکم نمی‌تواند قطعی باشد.

در هر صورت، خداوند جانب سلیمان را می‌گیرد. خداوند می‌فرماید: «ففهمنا‌ها سلیمان»(۲)؛ ما فهمی به سلیمان دادیم؛ چون میزان خسارت به اندازهٔ منافع همان یک سال گوسفندان بوده است و نه بیش‌تر. بنابراین، تفاهم باعث می‌شود که مسأله‌ای حل شود.

قرآن کریم در مورد حضرت ابراهیم علیه‌السلام می‌فرماید: ابراهیم به تنهایی یک امت است؛ زیرا با خود، دیگران، کفار، مشرکان و معاندان تفاهم دارد. پس اگر تفاهم نباشد، جامعه فرد است و گاه ممکن است یک فرد یک جامعه باشد.

آیا می‌توان تفاهم را نشانهٔ رشد فکری یک جامعه دانست؟

بله؛ زیرا همان‌طور که اشاره کردم جامعه بدون تفاهم جامعه نیست؛ بلکه فرد است. این جامعه به صورت طبیعی بسته و استبدادی است. تحمل، مدارا و فهم دیگران منوط به عقلانیت و رشد عقلی است. در پرتو فهم متقابل است که افراد می‌توانند یک جامعه را تشکیل دهند. جامعه با تفاهم رشد پیدا می‌کند، آن هم نه صرفا رشد معنوی، بلکه رشد مادی.

دین و هنجار‌های دینی چه نقشی در تفاهم دارد؟

در این مورد باید گفت: اگر دین و هنجار‌های دینی گزاره‌های سالم خود را پیدا کند نقش فراوانی در تفاهم حتی با کفار دارد. همان‌طور که قرآن کریم می‌فرماید: «و سخرنا مع داوود الجبال»(۱)؛ یعنی تفاهم داوود به مرتبه‌ای می‌رسد که او با کوه و با حیوانات و به‌طور کلی با طبیعت هم‌صدا می‌شود. در این جا میان داوود و مظاهر طبیعت درک متقابلی وجود داشت.


اما در عین حال در جامعه‌ای دینی ممکن است نزاع و اختلاف بیش از حد وجود داشته باشد؛ چون هنجار‌های دینی گزاره‌های سالم خود را پیدا نکرده است. جمود و تعصب دینی، باعث پدید آمدن ناهنجاری می‌شود.

آیا فقدان تفاهم ناشی از عدم تفاهم در مورد مطلوبات نیست؟

بله، هرگاه اهداف مورد شناسایی قرار نگیرد، در زمینه‌های اجرایی و در مرحلهٔ عمل مشکلاتی بروز خواهد کرد. البته، اگر تفاهمی نباشد، هیچ مطلوبی به‌دست نخواهد آمد و تنها حرکتی یک‌پارچه و همگون به‌سوی مطلوبات خواهد توانست کارساز باشد. این امکان‌پذیر نیست؛ مگر این که جامعه، مختصات معرفتی خود را داشته باشد و صاحبان معرفت نبض جامعه را در اختیار داشته باشند، در غیر این صورت، گمراهی و تباهی در کمین خواهد بود.

به عقیدهٔ شما چرا جامعهٔ ما گرفتار عدم تفاهم است؟

من مایل هستم در این مورد صریح صحبت کنم. به عقیدهٔ من در جامعهٔ ما شور غالب است و شعور مغلوب. این مهم‌ترین مسأله و مهم‌ترین دلیل عدم تفاهم در جامعهٔ ماست؛ چون موضوع تفاهم، شعور است و نه شور. این شعور است که به تفاهم منجر می‌شود. جامعهٔ ما مغلوب شور شده است و به همین دلیل، با اندک تکانی می‌توان آن را به هیجان آورد، ولی امکان آرام کردن آن بسیار کم است. مثل این است که ما همیشه داریم در یک پمپ بنزین زندگی می‌کنیم، با یک جرقه همه چیز طعمهٔ حریق می‌شود. شور غالب یعنی همین؛ هرچند شور نیز خود یک حسن است. البته، وجود آن و نه غلبهٔ آن. از این رو، شور خود می‌تواند باعث ایثار، شهادت، رشادت و شهامت شود؛ اما در صورت غلبه یافتن باعث انتحار افساد و اضطرار خواهد شد. در این حال، ضرر آن از سود آن بیش‌تر خواهد بود.

بنابراین، نباید به پیدایش شور بدون پشتوانهٔ معرفتی و عقلی قوی دامن زد و کسانی که چنین می‌کنند، مطامع سیاسی و اجتماعی خود را تعقیب می‌کنند و نه صلاح دین و مردم را. آن‌ها در پی منافع فردی و گروهی خود هستند. شور و شعور جامعه باید متعادل باشد. هر یک از این دو که کم باشد آن جامعه متناقص خواهد بود. جامعه نمی‌تواند با شور افسار گسیخته به تفاهم و تحمل برسد. دقت، ظرافت، همت، کوشش، گذشت، عطوفت و مهربانی حقیقی در پرتو شعور به وجود می‌آید.

در حال حاضر، همه چیز و همه کس باید در خدمت متعادل کردن شور جامعه قرار گیرد وگرنه با این وضعیت جامعه هر لحظه آمادهٔ انفجار خواهد بود.اما اکنون اغراض مختلف باعث شده که عملکرد برخی معکوس باشد. غافل از این که اگر حادثه‌ای رخ دهد، منافع و مصالح آن‌ها پیش از هر چیز از بین خواهد رفت. آن‌ها باید برای منافع شخصی خود نیز که شده منافع جامعه را در نظر گیرند. نقش‌آفرینان جامعهٔ ما به صورت عمده نه درس سیاست خوانده‌اند و نه به سیاست عمل می‌کنند. حالا دین پیش کش. آن‌ها اگر کمی اهل سیاست باشند، نباید این‌گونه زمینه‌های مضار خود را فراهم کنند. هرکس که به جامعهٔ ما نگاه کند خواهد دید که چگونه اسیر التهاب و عدم تعادل است. بنابراین، آنچه به ما کمک می‌کند درک وضعیت موجود و ایجاد تعادل بین شور و شعور است.

۱ـ ص / ۲۶٫

۲ـ انبیاء / ۷۹٫

۱ـ انبیاء / ۷۹٫

#آیت الله العظمی محمدرضا نکونام #آیت الله العظمی نکونام #ِآیت الله محمدرضا نکونام #اسیر #تفاهم #حیوانات #سوره انبیا #کوه #گوسفندان #معرفت
اشتراک‌گذاری:

نظرات (0)

برای ثبت نظر وارد شوید

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!

مقالات مرتبط

اینترنت، فیسبوک و ماهواره
اینترنت، فیسبوک و ماهواره
18 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
دیدار دانشجویان فرانسوی با آیت الله العظمی محمدرضانکونام
دیدار دانشجویان فرانسوی با آیت الله العظمی م…
17 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
برخورد نامناسب برخی شیعیان در عراق
برخورد نامناسب برخی شیعیان در عراق
14 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
پاسخ آیت‌الله‌ نکونام به تشکیک‌ سروش
پاسخ آیت‌الله نکونام به تشکیک سروش
20 دقیقه  |  ۱۴۰۵/۰۷/۱۶