زمینههای ارزشی و موقعیتهای زندگی و حیات انسان؛ بهویژه جوان؛ اگرچه در دید همگان از اهمیت بسیاری برخوردار است، چهرههای فرهنگی و سنّتی یک جامعه میتواند بهطور نهادینه به حیات آدمی در پاره پارههای آن به نام «وقت» ظهور و بروز متفاوتی داشته باشد.
هنگامی که منش و کنش و رویش و تلاش جامعه و افراد، در راستای بهزیستی هرچه بیشتر از زندگی جریان داشته باشد و محتوای طبیعی جریان عمر و چرخش زندگی افراد ارزش به حساب آید، میتوان در جهت شکوفایی یا کمّ و کیف اوقات فراغت بحث نمود.
اگر جریان حیات در جامعهای بهدور از تپش و یا اندیشه و تلاشی که در ظرف زندگی قرار دارد بیارزش و کماهمیت باشد، دیگر نمیشود برای عمر و کار و کوشش یا اوقات فراغت افراد، موقعیت چندانی بهحساب آورد. اینجاست که باید میان ارزش حیات افراد یک جامعه و کاری که در آن انجام میشود با اوقات فراغت آنها مقایسه و سنجشی تنگاتنگ انجام داد. در یک جامعه، هر اندازه که حیات و اندیشه و تلاش افراد ارزشی باشد، فراغت آنها موقعیت بهتری مییابد؛ بهویژه در یک کشور جوان دینی و انقلابی مانند ایران اسلامی.
بر این اساس، باید بزرگترهای خانه و مدرسه و تمام مسؤولان کشور بهراستی جوانان را رکن اساسی جامعه به شمار آورند و پویایی این اهرم قدرتمند را لمس نمایند.
اگر امروز، مسؤولان، پدران، مادران، و مربیان جامعهٔ اسلامی ما دریابند که جوانان و کشور جوان ما زمینههای رشد بیپایان دارند و از پویایی و توانایی بیحد و مرزی برخوردارند، میتوان در جهت شکوفاسازی هرچه بیشتر اندیشه و تلاش و یا بهرهوری اوقات فراغت آنان برنامهریزی داشت. شاگردان مدرسههای ما نیز هنگامی اوقات فراغت
خود را لمس میکنند که در طول سال تحصیلی با مشکلات دست و پنجه نرم کرده و آثار اندیشه و تلاش و ارزشهای افزودهٔ آن را به چشم دیده باشند؛ در غیر اینصورت، مشکلات فکری و اقتصادی همگان و چند شغلی بودن و درگیریهای دست و پا گیر معلّمان، همراه با کشتار بیرحمانهٔ انگیزه در جوانان، دیگر زمینهای برای اوقات فراغت باقی نمیگذارد و بیمیلی و سردی در تابستان و زمستان همراه پاییز و خزان، افراد مدرسه را در بر خواهد گرفت.
از اینرو، هموارسازی این سه امر در نقش سالمسازی فراغت جوانان مؤثر است:
یک. براندازی جدّی مشکلات مربیان؛
دو. رشد و پویایی انگیزه در جوانان؛
سه. به چرخش درآوردن اندیشهسازی، نوآوری، عملگرایی و نهادینه کردن معیارهای سالم ارزشی در جامعه، جهت پویایی عمدهٔ عمر آدمی در این راستا.
افراد هر جامعهای نیازمند اوقات فراغت، خلوت، استراحت و بازیابی انرژیهای از دست رفته میباشند و
پویایی و آزادسازی انرژیهای متراکم مربیان و جوانان، زمینهٔ شناخت و لزوم اوقات فراغت را به دنبال دارد.
در چنین موقعیتی است که سخن از نهادینه کردن اوقات فراغت افراد جامعه؛ بهویژه جوانان پیش میآید که این معنا را در سه راستای متفاوت میتوان باز یافت:
یک. اوقات فراغت جوانان را باید هرچه بیشتر باآزادیهای معقول، همخانواده دانست که محدودیتهای بیمورد، مواظبتهای غیر لازم و سختگیریهای مضرّ، زمینهٔ هرگونه آرامش را از آنان میرباید.
دو. مسؤولان و پدران و مادران ما باید بهجای شعار، بحث، یا توصیه و نصیحت و نسخهپیچیهای خشک و بیمحتوا، هرچه بیشتر برای جوانان، امکانات ضروری را در زمینههای علمی، آموزشی، تفریحی و ورزشی فراهم نمایند تا اوقات فراغت آنان فضای سالم و واقعیتر داشته باشد.
سه. تنوّع سازی و فراوان ساختن چهرهها و عناوین علمی، آموزشی، تفریحی و ورزشی ضروری است تا تمام سلیقهها و انگیزههای گوناگون آنها تحریک شود.
محدودیتهای بیمورد، ممنوعیتهای غیر ضروری، نظارتهای ناسالم و ارشادهای غیر منطقی، بمبارانی است در فضای اوقات فراغت جوانان که باید از آن پرهیز داشت.
برای نهادینه کردن تمام زمینههای سالم اوقات فراغت باید با ورزش، سلامت و اقتدارِ جسم را بیمه نمود و با تقویت روح، توسعه و تکمیل زمینههای معلومات و توانمندیهای عمومی، فرد را برای درگیری با حوادث زندگی و مقابله با مشکلات آینده آماده ساخت و از هرگونه انحراف و کجی که موجب ناامنی زندگی فرد و جامعه شود پرهیز داشت.
با تشکلهای گروهی و مراکز جمعی، زمینههای تعاون و همیاری را در جوانان زنده داشت و آنان را از فردگرایی و انزوا گریزان ساخت و با تنظیم برنامههای متفاوت، کمبودهای جسمانی، نفسانی، درسی و حتی چالشهای روحی را برطرف نمود و فشارها و ناملایمات و سختیهای پیشین را بهدور از اتلاف وقت، در خلوت و آرامش و تفکر و تمرکز قوا هموار نمود.
در موقعیت فعلی و با امکانات موجود چه باید کرد که هم از صفا و سلامت و تحرّک و صمیمیت برخوردار بود و هم آمادگی بهرهگیری از اوقات فراغت را داشت؟ چگونه باید با تمام ناهمواریها و مشکلات، عرصههای بازیافت را از امکانات موجود فعّال ساخت؟
اگر من بهجای شما عزیزان بودم نه از بازی، تفریح، شادی و نشاط میگذشتم و نه فقط به دنبال سرگرمی میرفتم. تندرستی جسمانی را با تفریحهای سالم و ورزشهای گوناگون و سلامت و اقتدار روحی را با تفکر و اندیشهٔ سالم و معنوی پی میگرفتم و نسبت به آینده میاندیشیدم و از گذشته غفلت نمیورزیدم؛ زیرا اوقات فراغت برای سرگرمیهای خشک و بیخاصیت و اتلاف وقت و سرگردانی نیست؛ اگرچه تلاش فراوان نیز در این ایام از شادمانی و سرور و کارآیی انسان میکاهد.