بیانی روشن از معنای واژه استخاره
معناشناسی استخاره:
استخاره در لغت به معنای خیر خواستن و بهجویی است.
همانطور که مادهٔ استخاره از «خیر» است، مادهٔ اختیار هم خیر است، ولی میان این دو تفاوتی هست.استخاره طلب خیر و بهجویی از خداوند است، ولی اختیار طلب خیر به صورت مطلق و نوعی گزینش عقلانی است. گذشته از این، اختیار در تیررس ماست؛ ولی استخاره خارج از این قلمرو است.
بر این اساس، استخاره طلب از باطن و اختیار در محدودهٔ نیمهٔ آشکار واقعیتهاست. به بیانی دیگر، ما در استخاره میخواهیم به حقایق پنهان که در محدودهٔ عقل نیست و بیرون از دسترس اندیشه است دست یازیم؛ از این رو باید گفت استخاره توجه به عنایت است، ولی اختیار به عقل و خرد و توان آدمی تکیه دارد.
استخاره و عقل و خرد:
انجام استخاره هیچ گونه منافاتی با عقل ندارد و امری خردپذیر دانسته میشود. همانطور که مادهٔ استخاره از «خیر» است، مادهٔ اختیار هم خیر است، ولی میان این دو تفاوتی هست. استخاره طلب خیر و بهجویی از خداوند است، ولی اختیار طلب خیر به صورت مطلق است و نوعی گزینش عقلانی است. گذشته از این، اختیار در تیررس ماست؛ ولی استخاره خارج از این قلمرو است. بر این اساس، استخاره طلب از باطن و اختیار در محدودهٔ نیمهٔ آشکار واقعیتهاست. به بیانی دیگر، ما در استخاره میخواهیم به حقایق پنهانی که در محدودهٔ عقل نیست و بیرون از دسترس اندیشه است دست یازیم؛ از این رو باید گفت استخاره توجه به عنایت است، ولی اختیار به عقل و خرد و توان آدمی تکیه دارد.
ما در انجام هر امری به «خردپذیر» بودن آن اهتمام میورزیم؛ ولی چون وصول به نیمهٔ باطن به طور خاص از دسترس عقل بیرون است، خرد حکم مینماید که با در دسترس بودن راهی که ما را به نوعی به باطن میرساند، در کنار عقل از نیروهای باطنی مدد بگیریم.
استخاره و مشورت:
انجام استخاره به صورت متعارف همانند مشورت به مقتضای عقل است و افرادی که مشورت نمیکنند استبداد رأی یا اعتماد به نفس مضاعف دارند اما اهل مشورت افزوده بر این که خودبرتر بین و متکبر نیستند، از نظر کارشناسی دیگران بهره میبرند. استفاده از استخاره نیز چنین است. کسی که در کار خود مشورت میکند یا از خداوند طلب خیر مینماید، فرد فروتنی است و افزوده بر این مثبتگراست و طلب خیر از نظر اخلاقی امری نکوهیده و منفی نیست.
البته در مورد پیشی داشتن مشورت بر استخاره یا به عکس باید گفت: مشورت امری عقلایی و نیز عقلانی است و خرد آدمی حکم میکند که پیش از انجام هر کاری، نظر خبرگان و کارشناسان فن به دست آید و انسان باید در انجام هر کاری آگاهانه و با مجوز کارشناسان و کارآگاهان وارد شود. البته این نیمی از کار را مینماید و نیمهٔ پنهان کار در تیررس استخاره است اما با وجود حیرت و تردید و نداشتن آگاهی از آن میتوان شک را با استخاره برطرف نمود و نیمهٔ پنهان کار را نیز به دست آورد. در بسیاری از کارها مشورت میتواند عاقبت و فرجام کاری را به ما بنمایاند و در چنین اموری نیاز الزامی به گرفتن استخاره نیست، اما در پارهای از کارها چنین نیست و با نظر مشورتی کارشناسان نمیتوان از نتیجهٔ کار اطمینان یافت و در چنین مواردی که بیشتر در کارهای کلان است میتوان به استخاره مراجعه داشت. استخاره و مشورت با هم تنافی ندارند و هر یک دیگری را تکمیل میکند. مشورت نیمهٔ آشکار کار را به دست میدهد و استخاره دغدغههای باطنی را از میان بر میدارد و نیمهٔ پنهان و باطن کار را آشکار میسازد.
استخارهٔ دل:
استخاره به دل یعنی آن که خواهان بدون توجه، استجماع و جمعیت خاطر در پی کاری نرود و کاری را با شک و تردید انجام ندهد.
میان مردم شایع است که میگویند استخاره به دل است، اگر خوبی انجام چیزی به دل انسان برات شد، آن کار خوب است و در غیر این صورت خیر. بنا بر این گفته، استخاره همان حالت دل انسان است.
یکی از اقسام استخاره، رجوع به دل است تا دل با الهامی که میگیرد از حالت شوک و حیرت بیرون آید. در این زمینه روایاتی نیز رسیده است که سفارش میکند از خداوند طلب خیر کنید تا خداوند خیر را بر شما نازل کند. استجماع، بازیافت رؤیت، و عبادات شرعی همانند نماز و دعا و طلب خیر از خداوند هریک به جای خود دل را باز میکند و آن را برای دریافت الهامات ربوبی آماده میسازد و اگر عبادت و توسلی نتوانست قفل دل را بگشاید باید عبادت و توسلی دیگر را آغاز نمود و توصیه به سجده، نماز، توسل و شفاعت در روایت معصوم در این راستاست.
دانش استخاره:
دانش استخاره همانند دانش تعبیر خواب و علم اسمای الهی از علوم موهوبی و مرتبط با غیب عالم است که ایمان به آن ایمان به غیب و باطن جهان دانسته میشود. این دانش توسط حضرات انبیای الهی و حضرات ائمهٔ معصومین علیهمالسلام آموزش داده میشده و گاه شاگرد مدرسهٔ آن، حضرات معصومین علیهمالسلام نیز بودهاند. بدیهی است دانشی که شاگرد آن معصوم باشد از دانشهای بسیار سنگین و از اسرار ولایت است. این دانش از امور عنایی است و نه درایی و فرایند استخاره به عنایت حضرت حق شکل میپذیرد و نه به درایت عقل. البته عقل با درایت خویش، حجیت، حقانیت و ارزش صدق آن را درمییابد. ایمان به استخاره به معنای ایمان به عنایت و توجه حق تعالی است. کسی که به عنایت حضرت حق چشم دارد، باطن را به مراتب بیش از ظاهر، بلکه در سیر علّی و معلولی مرتبط با آن و بالاتر از این، چیرهٔ بر آن میداند، از این رو هیچ گاه یأس و ناامیدی به وی راه نمییابد و با این اسباب باطنی که همواره در کار و فعالیت میباشند، تعطیلی و بن بست برای نظام مادی قایل نمیگردد و پوچی در عالم نمیبیند و تهی انگاری را به خود راه نمیدهد؛ زیرا آنان را که در باطن وی در حال فعالیت هستند میبیند و صدای هر یک از آنان را میشنود.
استخاره به معنای طلب خیر از خداوند است و در طلب خیر عنایت نقش دارد و نه گزینش و اختیار که کارکرد خرد آدمی است. فرق میان استخاره و اختیار نیز در همین نکته نهفته است. کسی که کاری را با نیروی خرد خویش اختیار میکند قدرت گزینش دارد و گزینش از کارکردهای عقل است اما استخاره طلب خیر است و متعلق آن فعل خداوند و عنایت او و توجه به باطن شمرده میشود و نه درایت و دریافت عقل.
این علم مانند هر علم دیگری چنانچه حقیقی باشد، از دانشهای ایجادی و انشایی به شمار میرود. علم حقیقی هیچ گاه از اخبار و مدد گرفتن از حافظه به دست نمیآید. استخاره با آن که برای نوع افراد مفهوم روشنی دارد، مصداق آن بهدرستی تبیین نگردیده است. دانش استخاره همانند دیگر دانشهای اعطایی است که استخارهگیرنده باید ملکهای قدسی را داشته باشد یا آن را در خود پدید آورد تا بتواند به استنباط مفاهیم و محتوای آن بپردازد؛ همانطور که فقیه نیز باید افزوده بر دانشهای ظاهری و احاطه بر ادبیات، منطق، حدیث، رجال، درایه، اصول و فقه که همه از مبادی استنباط به شمار میرود، درون خود ملکهای قدسی به معنای نوعی توانمندی معنوی در رابطه با استخراج حکم از شریعت پدید آورد که از آن به نیروی رد فروع بر اصول یاد میشود
استخاره دانشی است با سیستم انشایی که استخراج و استنباط ویژهٔ خود را دارد و چنین نیست که بتوان با حفظ قواعد و رموز دانش استخاره، به دقیقترین استخارهها دست یافت، بلکه دقیقترین استخاره از آنِ کسی است که کتاب نفس وی گستردهتر، جزییتر و دقیقتر باشد و وی بتواند با مراجعه به آن، از الهامات بهره ببرد. از این رو به جویندگان دانش استخاره توصیه میشود به جای تکیهٔ صرف بر حفظ قواعد و اصول استخاره، به پالایش و پیرایش نفس خویش بپردازند و بر انس با قرآن کریم و قرب با این کتاب آسمانی سرمایه گذاری نمایند و این گونه است که به منطق استخاره و فقه استنباط و قدرت استخراج آن دست مییابند.
استخاره از دیدگاه قرآن کریم:
«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الاْءَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیکمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیرِ عِلْمٍ وَلاَ هُدًی وَلاَ کتَابٍ مُنِیرٍ» لقمان / ۲۰٫
ـ آیا ندانستهاید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مسخر شما ساخته و نعمتهای ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است و برخی از مردم دربارهٔ خدا بیدانش و رهنمود و کتابی روشن به مجادله بر میخیزند.
یکی از دانشهای وابسته به قرآن کریم که نعمتی باطنی دانسته میشود و دانشی دهشی است که قرآن کریم آن را به برخی از دوستان خود عنایت مینماید «دانش استخاره» است. این دانش همانند دانش تعبیر خواب و علم اسمای الهی از علوم موهوبی و مرتبط با غیب عالم است که ایمان به آن ایمان به غیب و باطن جهان دانسته میشود.
اصل استخاره از واقعیتی عقلایی حکایت دارد و اسلام نیز اصل آن را پذیرفته و با عنوان «استخاره» چنین امری را تأیید و توصیه نموده است. از آیه ی شریفه «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالاْءَنْصَابُ وَالاْءَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ» (مائده / ۹۰) به خوبی میتوان وجود اصل استخاره در میان بشر و عقلایی بودن آن را برداشت نمود و میتوان پذیرش آن را نیز امر قرآن و مورد تأیید این کتاب آسمانی دانست.
البته انکار قرآن کریم نسبت به استخاره در این آیه شریفه، نسبت به اصل این عمل نمیباشد، بلکه به دلیل شرکی بوده است که در آن وارد میشده است. آنان با این چوبها از خدایان خود و بتها که مادی بودند طلب خیر میکردند و حرمت ازلام به خاطر این بود که ازلام مثل انصاب نوعی بتپرستی شمرده میشده است، آنان از اجسامی طلب خیر میکردند که دربارهٔ آن میگفتند: «لِیقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی»؛ ما به این بتها که خدایانی کوچک هستند تمسک میکنیم و میخواهیم به سبب آن به خدای بزرگ نزدیک شویم.
انتخاب واسطه میان حق و خلق باید به دستور خداوند و به گزینش او انجام شود و نه به دلخواه فرد و از این رو طواف به دور بت حرام است اما طواف به دور کعبه که خداوند به آن دستور داده است مشکلی ندارد. توسل و تمسک به اولیای معصومین علیهمالسلام نیز چون به امر خداوند متعال است اشکال ندارد و بوسیدن، بغل گرفتن و بوییدن ضریح معصومین علیهمالسلام به اعتبار روح معصوم چون امر حق تعالی را به همراه دارد اشکال ندارد؛ پس علت حرمت ازلام با این که مثل استخاره است این است که به شرک و بتپرستی آلوده شده است و استخاره یا فال گرفتن با ازلام مانند گفتن «رَاعِنَا» است که در آیهٔ شریفه از آن نهی شده است: «لاَ تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا»؛ با این که «راعنا» همانند «انظرنا» است اما چون این واژه شرک و کفر را تبلیغ میکند حرام است.
وجوه مختلف استخاره:
الف) ادراک واقع و علم به آینده:
استخاره حوادث و پیشامدهای آینده برای هدایت به خیر را گزارش میدهد و تقدیرهای آن را مینمایاند تا ما نیز همان تقدیرها را انتخاب کنیم و در واقع میخواهیم به سمت آنچه برای ما پیش میآید و به سوی واقع هدایت شویم. در این تصویر، استخاره به معنای دعا و طلب خیر نیست؛ بلکه «ادراک واقع و علم به آینده» مقصود است.
خواهان در این تصویر طلب علم و آگاهی دارد و مربوط به درک وی است؛ بدون آن که تغییر و تبدیلی داشته باشد.
ب) استخاره دعایی (تغییر قدر):
استخاره بر آن است تا آنچه را که تقدیر ما در آینده است خیر نماید. برای نمونه، چنانچه برای کسی تقدیر شده بر اثر بعضی گناهان، کاستیها و سستیها تنبیه و مکافات شود و برای مثال، باید تصادفی برای وی پیش آید؛ خواهان با استخاره بر آن است که این حادثه را به خیر تبدیل نماید و خواهان در این معنا میخواهد واقع و قضا را با دعا و طلب خیر تغییر دهد و میگوید: خدایا، اگر شری باید نصیب من شود که استحقاق آن را دارم، شر را به خیر تبدیل نما و طلب خیر کردن به این معناست. این «استخارهٔ دعایی» است که میخواهد بلا را دور گرداند و خیر را جلب یا افزون کند.
خواهان در این تصویر تقاضای تغییر قدر را دارد؛ قدری که بر اثر مشکلات و گناهان به قضا رفته است و به خارج نفس خواهان و عالم تقدیر ارتباط دارد.
ج) استخاره دعایی (تحویل دل):
استخاره خواستن رضایت قلبی و همراه شدن دل است به آنچه تقدیر و خواست خداوند است. این استخاره نیز دعایی است که انسان از خدا میخواهد دل وی را با خواستهٔ او یکسان سازد. خواهان در این استخاره نمیخواهد قضا را تغییر دهد؛ بلکه میخواهد دل خود را تحویل برد.
در این تصویر تغییر قلبی است و خواهان درخواست تحول دل را دارد و امری درونی و فردی است. در این برداشت وی میگوید: خدایا، اگر قرار است بلا ببینم، مرا دوستدار بلا گردان وبه آنچه برایم پیش میآید خرسند دار.
د) استخاره مستجاب الدعوه:
استخاره میگوید: خدایا، تقدیر خود را به تمایل دل من باز گردان و قضا و خواستهٔ خود را به خواستهٔ دل من «تبدیل» نما.
در وجه سوم میگفتیم: دل مرا به آنچه میخواهی، تبدیل کن، ولی در این تصویر میگوییم: خدایا، تقدیرت را به دل من تحویل بر و چنان کن که دل من میخواهد؛ نه آنچه بشود که تو میخواهی. «مستجاب الدعوه» به چنین کسی میگویندواولیای خدا این گونه طلب خیر میکنند؛ مثل این که میگویید: خدایا، شهادت را نصیب من کن؛ یعنی: اگر بنا نیست شهید بشوم، تو مرا شهید کن.
استخاره به قرآن کریم:
قرآن کریم تنها کتاب کامل آسمانی است که گذشته از مصون ماندن از گزند حوادث، راهگشای تمامی نیازمندیهای مادی و معنوی انسان در تمامی زمینههای لازم میباشد. قرآن مجید تنها کتاب هستی و شناسنامهٔ تمامی موجودات از حق تا خلق و از حق تا باطل میباشد.
تمام آیات الهی، کد، آدرس و دستور العمل و نسخه برای انجام کاری است. نقشههای مهندسی و کدهای پنهان و آشکاری در قرآن کریم وجود دارد که باید در پی فهم آن برآمد. قرآن کریم در هر علمی متناسب با آن علم بحث نموده است.
در استخاره با قرآن کریم ما میخواهیم خیری موجود را به دست آوریم، خیری که با عمل به استخاره به ضرورت به دست میآید و استخاره مانند توپی است که دروازه را به صورت ضروری و لابدی میگشاید.
استخاره به معنای راهیابی به واقع، گشایش و انتخاب راه و به اختیار خدا گذاشتن کار است. گویا، از خداوند خواسته میشود راهی را که صلاح میداند و خیرِ خواهان در اوست را از طریق قرآن کریم به وی بنمایاند.
بر این اساس، خواهان استخاره میخواهد بداند خیری را که خداوند برای وی صلاح میداند در کاری که ارادهٔ انجام آن را دارد هست یا نه، و به تعبیر دیگر، استخاره علم است و خواهان میخواهد بر آگاهی و دانش خود نسبت به کاری با مشورت با کارشناسی آگاه به امور و معصوم که خطایی در ارایهٔ نظر مشورتی خویش ندارد، بیفزاید و ببیند آیا آن کار شدنی است و خیری در آن است یا نه و در این اصطلاح، واقعنمایی دارد.
دانش استخاره با قرآن کریم را میتوان به دو شیوه فرا گرفت:
یکی تطبیق آیه به آیه و بیان استخارهٔ هر آیه به دانشجو و طالب آن و نیز آموزش قواعد و اصول آن. این روش دورهای دارد کوتاهمدت و دانشجو را زود به مقصد میرساند اما تعلیم یافتهٔ این روش تنها ماهی را در دست دارد و نه تور را و خود از صید ماهی عاجز است و تنها میتواند به صورت اخباری دانشی را که دیگری به صورت انشایی دریافت کرده است حکایت کند. چنین فردی در ایجاد ارتباط و انس با قرآن کریم نیز بلندایی چشمگیر ندارد.
دو دیگر آن که دانشجو خود دست به غواصی زند و با ایجاد انس و ارتباط با قرآن کریم، رسیدن به عمق و ژرفای آن را قصد کند. وی در طول دورهٔ آموزشی خود با نظر مربی آموخته شده شیوهٔ انس با هر آیه را در درون خود باز مییابد و میتواند آن را با شمارهای که مربی وی تعیین میکند ذکر بگیرد و بر آن مطالعه و تفکر داشته باشد و با آن آیه زندگی کند تا خود معنای آیه را در واقع ببیند و ملکوت آن را نظاره کند. باطن آیه برای چنین کسی در خواب یا بیداری رخ مینمایاند و او معنای آن را در باطن خود مییابد. در این روش لازم نیست تمامی آیات قرآن کریم آموزش داده شود، بلکه پس از مدتی دانشجو در درون خود نظام و سیستمی را مییابد و هر آیهای که برای وی خوانده شود، معنای آن را در درون خود مییابد. این روش به سالها ممارست و تعلیم نیاز دارد و دیررس اما پربار است و به منزلهٔ دادن تور ماهی به دست دانشجوست که وی خود به غواصی میپردازد. میزان موفقیت این روش به میزان آشنایی و انس دانشجو با قرآن کریم و دانستن این حقیقیت است که قرآن کریم کتابی زنده و حی، ناطق و خردورز و صاحب درک عمیق است که گاه بیش از فرشتگان الهی و پیامبران ربانی به انسان ژرفا و بینش میدهد و چشماندازی را برای او میگشاید که بسیاری از پیامبران آن را ارایه نمیدهند و دستگیری آن تا افق اعلی و مقام أو ادنی است.
استخاره آیات قرآن کریم:
از مجموع ۶۲۳۶ آیهٔ قرآن کریم، استخارهٔ ۹۹۹ آیه خوب، استخارهٔ ۶۶۶ آیه بد، استخارهٔ ۱۲ آیه وسط، استخارهٔ ۷۸ آیه برای صاحب استخاره، استخارهٔ ۵۳۸ آیه عالی، استخارهٔ ۱۱۲۳ آیه بسیار خوب، و استخارهٔ ۱۴۷۸ آیه بسیار بد، استخارهٔ ۷۶ آیهٔ آن بد نیست و استخارهٔ ۱۲۶۶ آیهٔ آن خوب نیست میباشد که بهطور کلی میتوان گفت: ۷۰/۴۴ درصد استخارهٔ آیات قرآن کریم (۲۷۴۹ آیه) خوب و ۳۰/۵۵ درصد آیات آن استخارهٔ بد است. البته، آیات صاحب استخاره در این آمار منظور نشده است.
استخاره سورههای قرآن کریم:
از مجموع ۱۱۴ سورهٔ قرآن کریم استخارهٔ ۴۴ سوره (۵۹/۳۸ درصد) که دارای ۲۲۰۰ آیه است خوب و هفتاد سوره (۴۱/۶۲ درصد) که دارای ۴۰۳۴ آیه میباشد استخارهٔ بدی دارد.
صاحب استخاره:
«صاحب استخاره» کسی است که به طور حتم «اهل باطن» باشد. عارفان محبوبی چنین هستند اما از عارفان محبی تنها گروهی که صاحب دم و مالک نفس و نیز دارای اجازهٔ حقیقی باشند و به باطن راهی یافته باشند میتوانند استخاره نمایند. محبان با ریاضت به صفای باطن دست مییابند و محبوبان چنین صفایی را به عنایت دارند. محبان با دم قدسی محبوبان و با اجازهٔ آنان که در حقیقت عنایت آنان به ایشان است، در صورتی که اجازه واقعی باشد، میتوانند نیروی استنباط استخاره از آیات را به دست آورند.
کسی میتواند ادعا نماید صاحب استخاره است که خود را با قرآن کریم محک زند و آزمایش کند، بدینگونه که پیش از انجام استخاره به ذهن خود مراجعه کند و بیاندیشد استخارهای که میخواهد بگیرد خوب است یا بد، و سپس قرآن کریم را بگشاید و در صورتی که آیهٔ مربوط با آنچه در ذهن وی گذشته هماهنگ است و مطابقت دارد، و در هر صد مورد هیچ مورد اشتباهی نداشته باشد، وی صاحب استخاره است.
صاحب استخاره بدون در دست داشتن متن قرآن کریم و بدون مراجعه به آن، قدرت انجام استخاره و به دست آوردن خصوصیات خواهان و خیر و شر او را دارد.
صاحب استخاره با آیهٔ استخاره، افزون بر استنباط استخاره توان شناخت خواهان و صفات و ویژگیهای وی را نیز دارد، بدون آن که لازم باشد چهرهٔ خواهان را ببیند.
«عالِم» به استخاره:
«عالم» به استخاره کسی است که دانش استخاره را فرا میگیرد.
برای فراگیری دانش استخاره، دانشجو میتواند با ایجاد انس و ارتباط با قرآن کریم، رسیدن به عمق و ژرفای آن را قصد کند. وی در طول دورهٔ آموزشی خود با نظر مربی آموخته شده شیوهٔ انس با هر آیه را در درون خود باز مییابد و میتواند آن را با شمارهای که مربی وی تعیین میکند ذکر بگیرد و بر آن مطالعه و تفکر داشته باشد و با آن آیه زندگی کند تا خود معنای آیه را در واقع ببیند و ملکوت آن را نظاره کند. باطن آیه برای چنین کسی در خواب یا بیداری رخ مینمایاند و او معنای آن را در باطن خود مییابد. در این روش لازم نیست تمامی آیات قرآن کریم آموزش داده شود، بلکه پس از مدتی دانشجو در درون خود نظام و سیستمی را میباید و هر آیهای که برای وی خوانده شود، معنای آن را در درون خود مشاهده میکند. این روش به سالها ممارست و تعلیم نیاز دارد و دیررس اما پربار است و به منزلهٔ دادن تور ماهی به دست ماهی گیر است که وی خود به غواصی میپردازد.
عالم به استخاره لازم است در انجام استخاره «توجه» و «استجماع» داشته باشد و در صورتی که در انجام استخاره، حواس وی به جای دیگری معطوف باشد و توجه به استخاره را از دست دهد و ارادهٔ وی به آن متمشی نشود، استخارهٔ وی درست نیست و باید موقعیت استخاره را فراهم سازد و دوباره استخاره بگیرد.
کسی که پیش از انجام استخاره به ذهن خود مراجعه کند و بیاندیشد استخارهای که میخواهد بگیرد خوب است یا بد، و سپس قرآن کریم را بگشاید و در صورتی که آیهٔ مربوط با آنچه در ذهن وی گذشته هماهنگ است و مطابقت دارد، اما در هر صد مورد نزدیک به ده مورد اشتباه دارد، وی «عالم» به استخاره است.
خواهان استخاره:
کسی که خواهان استخاره است و استخاره برای وی گرفته میشود در اصطلاح «خواهان» نامیده میشود.
خوانده استخاره:
استخاره گیرنده «خوانده» نامیده میشود.
استخاره و تفأل:
استخاره طریق خیر آدمی را مینمایاند اما این که چه حوادثی در روند انجام و در فرجام آن پیش خواهد آمد را به صورت محدود بیان میدارد و نه به صورت جزیی و تفصیلی. به تعبیر دیگر، «آیندهنگری» استخاره محدود است، اما تفأل، افزوده بر این که میتواند خیر و شر بودن چیزی را روشن کند، «آیندهنگری جزیی و تفصیلی» دارد و اثر و نتیجهٔ آن را به صورت گسترده و دقیق مینمایاند. به طور خلاصه، تفاوت استخاره با تفأل در این است که دایرهٔ تفأل بسیار گسترده است و حتی از اموری که به کردار ما ارتباطی ندارد مانند دریافت زمان ظهور یا پیدایش قیامت و نیز هنگام مرگ و میر افراد و مکان دفن آنان و تولد فرزندان و یا پیشبینی حوادث غیر مترقبه میتوان خبر گرفت
استخاره و قرعه:
تفاوت «قرعه» با استخاره در این است که قرعه تنها برای رفع تحیر و تردید کارایی دارد و به ضرورت چنین نیست که کشف از واقع نماید. قرعه روش ویژهای ندارد و با چیزهایی مانند سنگ و پول و شیر و خط نیز میشود رفع تحیر کرد.
موضوع قرعه وجود حیرت و مشکل است: «القرعة لکل أمر مشکل» و موضوع استخاره، آگاهی بر واقع و دستیابی به خیر و نیز ویزیت و ارایهٔ نظری کارشناسانه است که مشکلات را از خواهان دفع میکند و قدرت پیشگیری دارد. قرعه هیچ گونه زمینهٔ معنوی، ربوبی و نیز آگاهی بر حقایق و تصرف در خارج را ندارد.
استخاره با تسبیح:
استخاره با غیر قرآن کریم امری قراردادی است و به نیت فرد بستگی دارد. کسی که با تسبیح استخاره میگیرد میتواند نیت نماید هر هشت دانه هشت دانه جدا کند و چنانچه هشت دانه باقی بماند بسیار بسیار بد است، اگر چهار دانه بماند بسیار بد است و چنانچه دو دانه بماند بد است و در صورتی که یکی بیاید خوب است، سه دانهٔ آن متوسط و پنج دانه رنج و زحمت دارد و هفت دانه سبب ملامت میشود. همچنین میتوان کمتر یا بیش از این نیز نیت نمود.
میتوان جفت جفت جدا کرد یا جفت و طاق یا سه تا سه تا و خوب یا بد بودن آن نیز به نیت فرد وابسته است؛ چرا که مهم در این گونه استخارهها رفع حیرت است.
