صفای بندگی و راز احکام دینی
قدرت بندگی
عبد با آنکه استعداد و شایستگی تعلق اوامر و نواهی حضرت حق را دارد، در فعلیت و عملی ساختن تکالیف، قادر به تحقیق و جمعیت آن نیست.
رفتن راه باطن کار هر کسی نیست
رفتن راه باطن کار هر کسی نیست؛ ولی آن که میرود و میرسد هرگز باز نمیگردد و به راهی میرود که بازگشت ندارد. رسیده خود را در آن سوی گمگشته و نایافته میبیند و دیگر هیچ.
چگونگی مصرف خمس
خمس باید بیشتر در مسائل عقیدتی و فرهنگی مسلمانان هزینه شود. مصرف اولی خمس ترویج فرهنگ ایمانی و مسلمانی است. خمس باید در مسیری مصرف شود که آذوقهی علمی و معنوی مسلمانان را تأمین مینماید. مسلمانان خود نیز میتوانند خمس را در مسائل فرهنگی مصرف نمایند؛ به شرط آنکه آنان بتوانند موضع مصرف خمس را تشخیص دهند یا عالمان دینی موضوعات مختلف مصرف خمس را برای آنان به صورت مصداقی و مورد به مورد مشخص نمایند تا در تعیین آن اشتباهی رخ ندهد. در صورت اخیر این اتهام و این ذهنیت که مجتهدان و عالمان دینی با گرفتن خمس به دنیا تمایل دارند از بین میرود و اختیار مصرف آن از مردم بریده نمیشود.
حکمت طواف
برای طواف میتوان دو حکمت ذکر کرد: یکی حصول انقیاد و دیگری دفع هرگونه زمینهی شرک و کفر. در طواف، کسی که عاقل است به گرد سنگی که عاقل نیست میچرخد و این به عبودیت و بندگی بسیار نیاز دارد و همین امر انقیاد و شکستگی میآورد. اما دوری از شرک و بتپرستی بیشتر مسلمانان با پادزهر طواف بر گرد سنگهایی مادی و جسمانی است که شکل میگیرد وگرنه مشخص نبود تودهی مسلمانان چه مقدار به توحید روی میآورند و به بتها پشت مینمایند.
راز قیام، رکوع و سجده
انسان میتواند با تحقق کامل و سالم اعمال عبادی همچون قیام، رکوع و سجود، حقایق و معانی معنوی و الهی را به دست آورد. روح قیام، آدمی را مقاوم میسازد و استقامت را در جان او مستقر میگرداند. رکوع، انسان را متواضع میسازد و دیگران را از دیدهی آدمی به دور میدارد. هنگامی که انسان به مقام سجده میرسد، روح اوج خود را طی میکند. این عروج از پس خاک است و انسان میتواند پیشانی را به جای خاک بر «لولاک» و بر آن بدون «لولا» بزند. عروج انسان بسته به نزول از خاک و صعود آدمی به دوری از افلاک است. برای استکمال نفس و تخلیه از هر عیب و نقصی میتوان عمل خود را به واسطهی این راز واصل نمود. آدمی باید بسیاری از کمالات را در قیام و بسیاری را در رکوع و تمامی آن بقا و کمال را در سجده پیدا کند. هرچه ناخالصی در آدمی مانده باشد، در سجده نابود میشود. اگر کسی گرفتار بیماریهای روانی؛ مانند: تکبر و شهوت است، تنها باید به سجده پناه برد و تنها با سجدهی پیوسته و طولانی و با توجه و خضوع است که میتوان این مادهی چرکین را از خود دور ساخت.
ذکر و لزوم هماهنگی در اسما و صفات
حق تعالی بزرگ و بزرگوار است و در کمال کرامت است که رزاق می باشد و برای گرفتن روزی از حضرتش نیاز به التماس، زاری و گریه نیست؛ زیرا حق تعالی وظیفه ی خود می داند که روزی تمامی آفریده ها را به آنان برساند. متأسفانه در بحث از اذکار و استفاده از اسما و صفات چون بحث های علمی و نظری آن دانسته نمی شود و گاه فردی صفات متقابل را به عنوان ذکر قرار می دهد، به جای استفاده ی کارآمد و مثبت از این اسما و صفات، نفس خود را به عوارض و بیماری های روانی دچار می سازد.
طاعت مداران گناهکار
بعضی از طاعت مداران خود را کم تر به گناه می آلایند؛ ولی طاعت آنان از بدترین گناهان است؛ چرا که اساس بسیاری از طاعت ها بر جهل و عصیان استوار است و زمینه ی نفسانی دارد.
پاس داشتن حریم حق تعالی
در لباس طاعت و زیور اطاعت باید «حریم» حق تعالی را پاس داشت. صبوری حق تعالی را اندازه ای و محاسبه ای است. چه بسا گاه شود که حق تعالی کسی را رسوا سازد. این خداوند است که پیراهن طاعت و زیور اطاعت را بر هر کس که خواهد بپوشاند و هر وقت خواست آن را به آسانی از تن او بیرون می آورد.
مردان خدا و پاکی، طهارت و صفای باطن
پاکی، طهارت و صفای باطن از حق تعالی است که به مردان خدا می رسد. این گونه است که صفای باطن نیازی به پوشیدن پیراهن طاعت به رسم عاریت ندارد.
استضعاف بندگان و دین و پیام بی پیرایه
خداوند تنها انسانی را به جهنم می برد که دین و پیام بی پیرایه ی آن به وی رسیده باشد. بر این اساس، دین بی پیرایه به بیشتر بندگان خدا نرسیده است و آنان مستضعف هستند و اگر انبیا و اولیای الهی علیهم السلام نتوانستند آنان را در دنیا تربیت کنند، خداوند خود مربی آنان در برزخ می شود و مؤمنانی را بر آموزش و تربیت آنان می گمارد.
سد حلال و مباح یعنی گشودن درهایی به سوی حرامهای بسیار
کسی که بدون دلیل و به خاطر قداست شخصی حلالی از حلال های الهی و مباحی را حرام می کند یا در آن احتیاط مینماید، ناخواسته جامعه را در سیر به سوی حرام کمک کرده است چرا که با سد حلال یا مباحی، درهایی به سوی حرام های بسیاری گشوده می شود. افزون بر این، اگر انجام حلالی معصیت شمرده شود، حرمت معصیت از سکه می افتد و عادی انگاشته می شود.
عارف حقیقی
عارف کسی است که در همین دنیا مرگ، قبر، حشر و قیامت خود را دیده و در آخرت سیر نموده باشد و اوست که می تواند از معرفت و عرفان دم بزند وگرنه او کجا و عرفان کجا!.
فاصله میان این دو طهارت
خداوند پاکان را دوست دارد و درباره ی آنان می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ و َیُحِبُّ الْمُتَطَهِّر ِینَ»اما این پاکی و طهارت نفس کجا و طهارتی که با خوابی یا با خارج شدن بادی باطل می شود کجا؟! فاصله ی میان این دو طهارت، از کران تا بی کران است.
ایمان صرف ویزیت عقیده نیست
ایمان با عمل صالح است که نمود پیدا می کند؛ چرا که ایمان صرف ویزیت عقیده نیست و باید داروی کردار هم مصرف نمود تا به سلامت و سعادت دست یافت.
تفاوت حمد و شکر
حمد، ستایشی ذاتی است و شکر سپاسی است که بعد از نعمت می باشد و به تعبیر منطقی عرضی و به اصطلاحی عامی شکمی است.
