(إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آَیَةً، فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ)[۱] .
اگر بخواهیم معجزهای از آسمان بر آنان فرود میآوریم تا در برابر آن گردنهایشان خاضع گردد.
بیان : این آیه از ضرورت تربیت آزاد میگوید. تربیت آزاد هم در محیط خانواده برای اعضای آن بهویژه کودک و نیز در جامعه برای افراد بسیار مهم است. خداوند در این آیه میفرماید من اگر بخواهم آیهای نازل میکنم تا همه مطیع شوند اما چنین نمیکنم چرا که مسلمان را با تربیت آزاد میخواهم.
مراد از آیهی آسمانی که همه را مطیع گرداند آیا میرغضبی جلاد است که کسی جرأت نطق کشیدن در برابر او را نداشته باشد و مردم با وجود او به هیچ وجه به غفلت نگرایند؟ کسی که حتی مثل حضرت سلیمان نباشد؛ چرا که ایشان ملکوت داشته است. کسی که تنها جبروت داشته باشد. البته مراد عذاب الهی نیست؛ چرا که عذاب خسران است و مرگ همه را در پی دارد. خداوند چه آیهای میفرستد که خضوع را در پی دارد، خضوعی که منتهای ایمان است؟ آیهای که نه بلا باشد و نه پیغمبری که ملکوت دارد.
این آیه از چیزی میگوید که مفهوم آن روشن، اما معنای آن تاریک است. مانند مفهوم واشنگتن که برای کسانی که آن را ندیدهاند معنایی به ذهن نمیآورد اما مفهوم آن که شهری است روشن است. شهری که به طور طبیعی دارای خیابانهایی است. حکایت آیهای که خداوند میتواند همه را با آن خاضع کند چنین است و معنای آن روشن نیست. البته حکایت زیر شاید معنای آن را به ذهن نزدیک نماید.
در یکی از کشورها، معاون وزیری را میشناختم که مسلمان و قدری لات مسلک بود و از کسی حساب نمیبرد. او را برای بازجویی برده بودند. نخستین سؤالی که از او پرسیده بودند این بود که شما هفتهای چند بار شراب میخورید؟ او با شنیدن این سؤال جا خورده بود. سؤال دوم و سوم را که از او پرسیده بودند، به آنها گفته بود شما هرچه میخواهید روی برگه بنویسید من زیر آن را امضا میکنم. او بدون چوب و چماق خاضع گردیده بود.
خداوند نمیخواهد بندگان وی ضعیف باشند و از سر ضعف و در محیطی استکباری و اختناقآمیز بندگی کنند، بلکه او بندههای آزاد میخواهد. بندگانی قوی که توان آن را داشته باشند آسمان را به زیر کشند و قدرت انجام هر گناهی را داشته باشند اما دست به گناه نیالایند.
در روانشناسی ما نیز این بحث مطرح است که تربیت خانوادگی نباید به گونهای اختناقآمیز باشد که اعضای خانواده و کودکان سربه زیر و مانند (فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ) باشند وگرنه کودک شخصیتی ضعیف مییابد و فردی وامانده، بزدل، ترسو و گوشهنشین میگردد. پدر و مادری که همواره به کودک خود میگویند بنشین، تکان نخور، این کار را بکن و آن کار را نکن، نمازت را بخوان و … روح آزادگی را در دل فرزند خود میمیرانند و او را برای فردا، فردی عقدهای، چاقوکش و حتی آدمکش بار میآورند. این کودک کجا و و کودکی که در خانه سرِ حال است و شیشهای را میشکند و ناآرامیهای خود را با آزادی از خود بیرون میریزد و خود را آزاد میکند کجا؟ این کودک وقتی که بزرگ میشود، صبور میگردد؛ چرا که عفونتهای خویش را در کودکی تخلیه کرده است ولی کودک نخست با آن همه عفونتهایی که در دل دارد در بزرگسالی روزی مشکلی میآفریند.
کسی که برای حفظ آبروی خود فرزندان خویش را بسیار مؤدب و باتربیت جلوه میدهد غافل است که فرزند اتو کشیدهی امروز وی ممکن است فردا کارد به دست گیرد و وی با این نوع تربیت، بدبختی فردای او را رقم زده است. کودک را باید رها کرد تا با دیگر کودکان شلوغ کند، دعوا نماید، فریاد بزند و بازی کند تا وقتی به نوجوانی و جوانی میرسد تخلیه شده باشد. آنگاه اگر وی فردی مؤمن و شایسته شود به واقع خوب میشود و اگر در مسیر خوبی نیز واقع نشود دستکم مقداری آرام میشود و در بدی تندروی ندارد.
شرارتهای اندک در بچگی شرارتهای بزرگ در بزرگسالی را بیرون میریزد؛ از این رو هر قدر شرارت در کودکی بیشتر بیرون بریزد در بزرگسالی فرد راحتتر و سبکتر است. وقتی دو کودک با هم کشتی میگیرند یا دعوا میکنند و در نهایت دندان یکی میشکند، دل خویش را نرم میکنند و این نرمی دل خیلی مهمتر از جراحتی است که بر یکی وارد شده است.
تربیت مانعگرا که دست کودک را از هر چیزی میبندد تا بلکه وی آلوده نشود همان تربیت خضوعی است که خداوند از آن نام میبرد و میفرماید من نمیخواهم شما را اینگونه تربیت نمایم تا چنین خضوعی داشته باشید. کودکان آرام و گوشهنشین امروز در بزرگی سالوسباز، ریاکار و حیلهگر میشوند.
نکتهی دیگری که در تربیت کودکان حایز اهمیت است این است که بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی ناشی از این است که برای تمامی کودکان نسخهای یکسان پیچیده میشود و برای تربیت و تحصیل همهی آنان برنامهای یکسان و مشابه ترسیم میگردد. هر انسانی استعدادی دارد و کاری ویژه از او برمیآید و در حیطهای مخصوص از توانمندیهای صنعتی، علمی یا معنوی به کارایی دست مییابد. تربیت و آموزش وقتی طبقهبندی شده و تخصصی نباشد استعدادها را مغفول قرار میدهد و آن را پایمال مینماید. قرآن کریم کتابی است که آیات آن دارای طبقهبندی و چندلایه میباشد و هرکس به فراخور استعدادی که دارد به لایهای از آن دست مییابد.
[۱] . شعراء / ۴.
منبع: کتاب آیه آیه روشنی